مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٦ - نقد نظر اشاعره
نمیتوانید در ظرف عمرتان تمام علوم عالم را داشته باشید. پس این کار را که شما نمیکنید، به خاطر محدودیت قدرت است. ولی یک کار هست که شما میتوانید و قدرت دارید انجام بدهید اما شما دارای یک کمال روحی هستید که به موجب آن کمال روحی این کار را نمیکنید. مثل یک آدم عادل. آدمی که ملکه تقوا دارد، آدمی که به مقام عدالت و ملکه تقوا رسیده است، به موجب ملکه تقوای خودش یک عمل زشت و پلید را انجام نمیدهد. همه ما در هر درجهای که باشیم نسبت به بعضی از کارهای پلید ملکه تقوا و حتی ملکه عصمت داریم ولی این نه به معنای آن است که قدرت ما محدود است که آن کار را انجام بدهیم، و نه به معنی این است که جلوی اراده ما را یک مانعی از خارج گرفته است، بلکه روح ما یک علوّی پیدا کرده است که به موجب این علوّ این کار از آن پیدا نمیشود، ضد این کار از آن پیدا میشود؛ مثلا به موجب آن علوّ روحی همیشه سخنی که از ما پیدا میشود سخن راست است نه سخن دروغ.
حال، ما به هر درجه که ملکه تقوا پیدا کنیم، به هر درجه که عدالت پیدا کنیم، به هر درجه که به مقام عصمت برسیم (یعنی آنقدر خوبی فضیلتها برای ما روشن باشد که عملا در تمام عمر یک بار هم مرتکب رذیلت نشویم) به همان نسبت مرتکب رذایل نمیشویم؛ آیا معنایش این است که دائما به سوی محدودیت گرایش پیدا میکنیم؟ در تمام عمر یک بار هم برای ما اتفاق نمیافتد که دستمان را در آتش نگه داریم، چرا؟ برای اینکه در نهایت وضوح قضیه را ادراک میکنیم که اگر دستمان را به آتش بزنیم میسوزد و رنج میبریم و به حیات خودمان هم علاقهمند هستیم. ما در تمام عمر یک بار خودمان را در آتش نمیاندازیم، در چاه هم نمیاندازیم، ولی آیا این معنایش آن است که قدرت ما محدود است که چنین کاری بکنیم؟ یا نه، روح ما، علوّ روح ما و علم ما به ما اجازه نمیدهد چنین کاری بکنیم. این، نهایت اختیار و اراده ماست.
نظام عالم آنچنان که هست، نظام احسن و اجمل است. علوّ ذات پروردگار ایجاب میکند چنین نظامی را. نظامی غیر از این نظام هرگز به وجود نمیآید، ولی نه به این معنی که قدرت خداوند محدود است. علوّ ذات پروردگار ایجاب میکند اولین [١] صادر از ذات او چه موجودی باشد، دومین و سومین صادر- که همین جور نظام جریان پیدا کند- چیست.
و عجب این است که خود آقای شریعتی بعد به آیات قرآن که تمسک میکنند از جمله آیه «سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا» [٢] میگویند این اختصاص دارد به سنت خداوند درباره بندگان و مخصوص بندگان است، یعنی خداوند درباره بندگانش که پاداش یا کیفر
[١]. مقصود از «اول» اول زمانی نیست.[٢]. احزاب/ ٦٢.