مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠ - نقد نظر مهندس بازرگان
استاد: عجب حرفی است! شما میگویید یا من باید بگویم؟ منی که وقتی کتاب این آقا را مطالعه میکنم میبینم بویی از آنچه که من فهمیدهام نبرده، برای خود من که دلیل هست، ولی برای شما دلیل نیست چون شما هیچ کدام را نخواندهاید. شما فرض میکنید که آنچه که فلاسفه الهی گفتهاند مادّیین خواندهاند و قانع نشدهاند، در صورتی که اساسا ندیدهاند و نمیتوانند هم بفهمند. همینطور که اگر بنده بیایم بگویم فرضیه نسبیت اینشتین را رد میکنم کسی باید به من بخندد بگوید تو باید سالهای متمادی بروی درسش را بخوانی بعد بگویی من کتابش را مطالعه و رد کردهام و قبولش ندارم؛ همینطور که به من باید بخندند به او هم باید بخندند.
در باب مسائل مربوط به خدا و قسمتی از مسائل مربوط به روح، براهین، بسیار قطعی و محکم و استدلالی است. این جور هم نیست که برهان اختصاص به ریاضیات داشته باشد. البته ریاضیات سادهترین علوم جهان است چون روی یک فرضیات سادهای میرود که خود شخص آنها را در ذهن خودش فرض کرده؛ این است که هر بچهای هم میتواند روی آنها استدلال کند، اما نه اینکه ما بخواهیم بگوییم اصلا برهان و استدلال منحصر به ریاضیات است، غیر از این هر چه هست باید بگوییم تخمین و گمان و ظنّ است و انسان از «یقین» در سایر مسائل نباید بحث کند؛ این طور نیست.
به هر حال منظور من این است که بیشتر بحث بشود. باز هم شما مطالعه بفرمایید، هر شکلش هم که شما مایل هستید مطالعه فرمایید تا این مطلب آن طور که باید، روشن شود.