مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٨ - مصائب، عامل تکاملند
بوته آزمایش در میآوریم (نه اینکه اینها بد باشند)، آنهایی را که در مقابل سختیها ایستادگی میکنند و از میدان در نمیروند بشارت و مژده بده. همچنین در حدیث داریم: انَّ اللَّهَ اذا احَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلاءِ غَتّاً [١]. خداوند آنگاه که بندهای را دوست بدارد، او را در گرداب بلا فرو میبرد، فرو بردنی [٢].
در همین زمینه مثال خوبی ذکر میکنند؛ میگویند در این دنیا کسی پیروزمند است که قدرت شناوری در امواج بلاها و سختیها داشته باشد، و این شناوری را کسی میتواند بلد باشد که در این امواج بیفتد، و الّا اگر انسان صد سال کتاب بخواند و نرود در دریاچهای یا حوضچهای شنا کند، آیا ممکن است شنا را یاد بگیرد؟! انسان شنا را باید در عمل یاد بگیرد؛ یعنی باید بیفتد در آب، در حالتی که احساس خطر کند، آنوقت است که نیرو به خرج میدهد و شنا میکند.
بنابراین اگر مصائب و سختیها و بلایا و شدائد از زندگی بشر برخیزد، اولِ تباهی و نابودی بشر است.
- فرمودید در ادبیات همیشه از چیزهایی که انسان به آن دسترسی ندارد صحبت کردهاند. یکی از دوستان ما در فرانسه در این زمینه مطالعات زیادی کرده بود و وقتی ادبیات شرق را با ادبیات غرب مقایسه میکرد میگفت تمام ادبا و شعرای مشرق زمین همیشه در اشعارشان از سه چیز صحبت کردهاند: یار، جویبار و کنار سبزهزار، و شراب؛ چون همیشه از این سه چیز در محرومیت بودهاند؛ منطقه خشک و بیآب و علفی داشتهاند و همیشه دنبال آب و جویبار و سبزهزار بودهاند، از شراب هم منع میشدهاند و مجبور بودهاند پنهانی بخورند، و دسترسی به یاری هم نداشتهاند. ولی اینها را در فرهنگ مغرب زمین هیچ نمیبینیم؛ آنها از سبزه اصلا صحبت نمیکنند، برای اینکه سبزه دلشان را زده است، بلکه بیشتر از آفتاب صحبت میکنند زیرا آنها معمولا آفتاب نداشتهاند و برای اینکه مثلا بخواهند یک روز زیبا را توصیف کنند اول از وصف یک روز آفتابی شروع میکنند. از مشروب هم اصلا صحبت نمیکنند چون همیشه در اختیارشان بوده است. در مورد یار هم که همیشه دستشان در گردن یار بوده است! معمولا آنها از سه چیز دیگر صحبت میکنند؛ یکی آفتاب، دیگری پول و سوم تعطیلات، چون معمولا فعالیتهای زیادی میکنند و کمتر وقت برای استراحت دارند.
[١]
. بحارالانوار، ج ١٥/ ص ٥٥، چاپ کمپانی، نقل از کافی.
[٢]. «غتّ» به معنی زیر آب فرو بردن است.