مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٦ - شباهت مراتب هستی با مراتب اعداد
بخواهم میکنم و اگر نخواهم نمیکنم. من قدرت دارم این میکروفون را بلند کنم و قدرت دارم بلند نکنم؛ یعنی اگر این خواستنِ من پیدا بشود، این را بلند میکنم و اگر پیدا نشود بلند نمیکنم. پس بلند کردن این، وابسته به مشیت من است و نفس این اراده، میشود پیدا بشود و میشود پیدا نشود، ولی با این خصوصیت که این اراده در یک امر ممکنالوجود است. این معنا و حقیقت در ذات واجبالوجود [نیز] هست (اگر بخواهد عالم را ایجاد کند ایجاد میکند و اگر نخواهد دیگر عالمی وجود ندارد) اما اراده او مثل اراده من نیست که تحت تأثیر عامل دیگری باشد که گاهی موجود باشد و گاهی موجود نباشد. او اراده کرده است و عالم ناشی از اراده و مشیت و قدرت اوست، و این «اگر» هم به صورت «اگر» موجود است؛ [یعنی] چون عالم ناشی از اراده اوست، اگر او نمیخواست، عالم موجود نمیشد. این طور نیست که او چه بخواهد و چه نخواهد، لازمه ذاتش این است که عالمْ موجود باشد؛ یعنی این طور نیست که اگر اراده هم در ذات او نبود عالم موجود بود؛ بلکه این اراده در ذات او بود و عالم هم ناشی از اراده اوست؛ او یک اختیار ازلی دارد و عالم هم بالاجبار ناشی از اختیار اوست.
مسأله دوم مسأله غایات است و اینکه خداوند چه هدفی [از خلقت عالم] داشت؟ انسان در هر کاری که هدف دارد، مستکمل به آن هدف است، یعنی در عین حال میخواهد خودش را کامل کند. همان کاری هم که خیرترین و بیغرضترین کارها در انسان است، در عین حال انسان به آن کارها مستکمل است. فرق کار خیر و غیر آن در این است که مثلا کسی که یک مدرسه تأسیس میکند و مقصودش این است که وجیهالملّة بشود و بعد، از مردم بار بکشد، میخواهد از نفس این کار برای خودش اثر بگیرد، پس خود این کار را چنان انجام میدهد که اثر این کار به خودش برگردد، ولی کسی که کار خیر انجام میدهد نمیخواهد اثر مادی این کار به او برگردد، بلکه میخواهد این اثر به غیر برگردد، اما یک احتیاجی در وجودش هست (احتیاج اخلاقی انسانی یا الهی، هرچه هست) که وجدانش ناراضی است و او میخواهد لااقل وجدان خودش را راضی و راحت کند و یا اینکه میخواهد این کار خیر را انجام بدهد برای اینکه خدای خودش را راضی کند.
خلاصه، انسان در کارهای خودش مستکمل به آن کارهاست. ولی در ذات پروردگار جود محض است، حتی جود برای اینکه جود کند نیست و نیازی به این جود کردن هم نداشته است و نمیتواند داشته باشد، بلکه این جود لازمه مشیت و ارادهاش و لازمه کمال ذاتش و لازمه علم کامل و اراده کامل اوست.