مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣ - شباهت مراتب هستی با مراتب اعداد
اجتماعی و اعتباری در نظر نگیرید، بلکه از نظر واقعی و فلسفی در نظر بگیرید. الآن که مدیون هستید، خود مدیون بودن یک اعتبار و یک امر قراردادی است، تعهدی به عهده شما هست که فلان مقدار بدهید. به علاوه اگر آدم ثروتی در کنار داشته باشد، تعهد هم داشته باشد [مشکلی ندارد؛] اگر آدم هزار تومان قرض داشته باشد به شرط اینکه الآن صد هزار تومان هم دارایی داشته باشد از این قرض استقبال میکند. منشأ بدی مدیون بودن، فاقد بودن پولی است که انسان با آن بتواند دینش را ادا کند. انسان هرچه هم مدیون باشد، اگر پول فراوان در دستش باشد عیبی ندارد. منتها وقتی که آدم پول ندارد و دینْ هم ندارد کم اذیتش میکند، ولی وقتی که ندارد و دین هم دارد بیشتر اذیتش میکند؛ ولی آخرش باز منشأش نیستی است.
حالا شما بیشتر روی این مسأله تأمل کنید و نقض کنید تا بهتر روشن شود، ولی بالأخره نمیشود از این قضیه گذشت که چیزهایی که بشر بد میداند، یا خود آن، نیستی و فقدان است و یا چیزی است که منجر به فقدانات میشود. حتی در گناهان اینطور است (ما فقط ظلم را گفتیم). اگر شما گناهان و صفات رذیله را در نظر بگیرید، هر صفت رذیلهای فینفسه خودش برای خودش و برای آن قوهای که آن را به وجود آورده است بد نیست، بلکه از نظر دیگر بد است. مثلا جاهطلبی از نظر آن قوهای که به آن وابسته است کمال است و هرچه شدید باشد، برای آن غریزهای که در بشر هست کمال و رشد و خیر است، ولی برای انسان بد است از این جنبه که وقتی خیلی رشد کرد مانع رشد سایر استعدادها در او میشود و به قول آقایان وقتی این صفات نفسانی رشد کرد آن قوه نُطقیه عالیه انسانیه تحت الشعاع قرار میگیرد؛ مثل درختی است که وقتی خیلی رشد میکند درختهای دیگر را سایهکش میکند و نمیگذارد رشد کنند. همچنین از نظر اجتماع بد است برای اینکه سعادت دیگران را سلب میکند.
حتی زنا؛ چرا زنا بد است؟ آیا از نظر قوهای که انجام میدهد بد است؟ نه، از نظر آن قوه واقعا بد نیست؛ غریزهای است که در بشر هست و این غریزه اشباع خودش را اقتضا میکند و از نظر آن غریزه به هر شکل که اشباع بشود خوب است، اما همین زنا منشأ فساد در اخلاق انسانی شخص میشود و به اصطلاح طبیعتْ هرزه میشود، و اگر هرزه شد دیگر دنبال مقامات عالی انسانیت نمیرود و همیشه دنبال اشباع این غریزه است. همچنین از نظر اجتماع بد است برای اینکه باید یک حساب و نظم و مالکیت خاصی در مسائل جنسی در کار باشد؛ یعنی هر زنی باید به مردی اختصاص داشته باشد و هر مردی هم در حدود اسلام [میتواند از زن بهرهمند شود.] هیچ قانونی در دنیا نیست که- ولو برای مرد- اباحه مطلق قائل باشد؛ در باب تعدّد زوجات هم تنها در حدود مصالح اجتماع به مرد اجازه داده میشود.
یا بیماری؛ یک میکروب که در خون انسان پیدا میشود، آیا از نظر خودش کار بدی انجام