مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩ - نقطه برخورد نظریه داروین با برهان نظم
تماسی پیدا میشود. اگر همینها که داروین گفته است، برای پیدایش نظام موجود کافی باشد [١]، باید گفت آن دلیل الهیون ناتمام است؛ یعنی آن دیگر دلیل نمیشود بر وجود خدا، نه اینکه دلیل بر نفی وجود خداست. و اما اگر کافی نباشد (همچنان که از لابلای حرفهای خود داروین هم فهمیده میشود که او هم مثل لامارک در آخر درک کرده است که آنچه میگوید کافی نیست) در نهایت باید برای به وجود آمدن مجموعه این نظامات، به عللی که به قول خود او مجهول است قائل بشود [٢].
اما راجع به این موضوع که در کجا نظریه داروین با دلیل الهیون تصادم پیدا میکند، این قسمت را از روی کتاب دکتر محمود بهزاد که واضحتر و مفصلتر نوشته است برایتان میخوانم:
گرچه داروین اصل انسان را از آن صورتی که تا آن زمان تصور میکردهاند خارج میسازد و نشان میدهد که قانون تحول و تکامل باعث پیدایش انسان شده و خداوند انسان را به صورت خود [٣] و ابتدا به ساکن نیافریده است، و روی آن اصلْ مورد حمله اهل کلیسا قرار میگیرد تا به حدی که او را مشرکی بینظیر معرفی میکنند، مع هذا داروین چنانکه از نوشتههایش بر میآید به هیچ وجه نفی صانع نمیکند، بلکه فقط وجود هدفهایی را که متکی به پندارهایی بیاساس درباره چگونگی تشکیل عالم جانداران است، نمیپذیرد ... در آغازِ جهانگردی به کلیه نوشتههای کتاب مقدس ایمان کافی نشان میدهد، ولی در طی سفر از مشاهده تنوع عجیب جانوران و گیاهان و رابطه آنها با یکدیگر و با محیط زندگی، افکار جدیدی به او دست میدهد. مخصوصا وقتی «انتخاب طبیعی» را در تحول جانوران و گیاهان مؤثر میبیند، چنین به نظرش میرسد که این عامل طبیعی در تولید انواع مختلف جانداران همان نقشی را بازی میکند که معمولا به خدا نسبت میدهند [٤]. ولی با وجود قبول علل طبیعی
[١]. نمیگوییم «اگر صحیح باشد»، میگوییم «اگر کافی باشد»، چون ما گفتیم هیچ یک از اینها را که عاملی است ازعوامل طبیعت، نمیشود به خودی خود انکار کرد.[٢].- آیا مسیحیین از همین جهت با داروین مبارزه کردند؟
استاد: من خیال نمیکنم مسیحیین از نظر خداشناسی و به عنوان یک مسأله علمی و عقلی با داروین مبارزه کرده باشند، بلکه به عنوان اینکه این حرفها بر ضدّ تورات است با او مبارزه کردهاند.
[٣]. همان جملهای که در تورات هست و عربی آن این است: انَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ عَلی صورَتِهِ.[٤]. پس چیزی را که به خدا نسبت میدهند و عامل آن را خدا میدانند (مثلا ما میگوییم چرا در فلان موجود فلانعضو به وجود آمد، میگویند خدا اینطور خلق کرده است تا برای فلان هدفْ درست باشد) داروین دید که علت آن همین عامل طبیعی است.