مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - هدایت در حیوان و انسان
مطالعه کنید؛ ما نمیخواهیم شما به طور جزم بپذیرید.
- هر اثری که در یک موجود زنده میبینیم- که در قدیم منشأ آن را نمیدانستند- الآن کشف کردهاند که مربوط به غدد است، که در جنس ماده یک غده و در جنس نر غده دیگری است.
اما مطلبی که جنابعالی میفرمایید این است که احتیاج، عضو به وجود میآورد نه غده. در همان مثالی که زدید، آن سیخک در اثر تغییر محیط مرغ و نه تغییر غده به وجود میآید. پس این احتیاج، مطلبی است که خارج از ماده است و این مسأله احتیاج در بقیه نسوج هم دیده میشود؛ یعنی اگر یک نسج عضلانی و یا بافتی را در لابراتوار کشت بدهیم، تغذیه و تولید مثل میکند. اما در بدن اگر خراشی به وجود آمد، این تولید مثل در حدی است که آن نقص ترمیم شود؛ یعنی اگر فرض کنید دو میلیمتر سطح پوست گود شده، در حد دو میلیمتر بنا بر احتیاج بدن و عضو، تولید مثل میشود، در حالی که اگر در لابراتوار بود، این نسج تا موقعی که شرایط مساعد بود تولید مثل میکرد و افزایش پیدا میکرد، چون حدی برای آن نیست.
استاد: بحث ما الآن به جای خوبی رسیده و تقریبا مرز مطلبی که باید روی آن بحث شود، مشخص است. ما در اول عرایض خودمان گفتیم که میخواهیم ببینیم آیا این هدایت و رهبری منظمی که اشیاء میشوند، لازمه همان انتظامی است که در خلقتشان هست؟ (در این صورت دیگر دو چیز نیست و این هدایت لازمه همان انتظام است.) یا اینکه نه، یک اصل دیگری علاوه بر انتظام خلقت وجود دارد و این خلقت پس از آنکه منتظم شده است، طبق اصل دیگری هدایتها و رهبریهایی هم میشود. ما به هر حال در مقام اثبات این مطلب هستیم و فرضا اگر هم این مطلب اثبات نشود، از نظر دلیل توحیدی نقصی به جایی وارد نمیآید و برهان انتظام به قوّت خودش باقی است. ولی ما از قرآن این گونه استنباط کردیم که اینجا دو مطلب است و فکر میکنیم همینطور باشد.
ببینید مرز مطلب الآن به کجا رسیده. ما این را قبول داریم که میشود ساختمان مادی اشیاء از نظر ماشینی طوری باشد که کارها را به شکلی انجام بدهد که نظیر کار ذیشعور باشد؛ مثلا موشکهای فضاپیما را طوری طراحی میکنند که به نقطه معینی که میرسد مثل اینکه جلد خودش را خالی میکند و دستگاهی از یک دستگاه دیگر خارج میشود، چون از آن نقطه به بعد را آن دستگاه باید طی کند. بعد به نقطه دیگری که میرسد، دوباره یکی از داخل دیگری خارج میشود و باز هم وظیفه خودش را انجام میدهد. بعد هم فرض کنید میرود در کره ماه مینشیند و از آنجا مخابره میکند. آن چیزی که در اینجا وجود ندارد نفس شعور است؛ همه اینها را شعور آن سازنده اوّلی تنظیم کرده است. دستگاه، خودش نمیداند چکار میکند؛ او عکسبرداری میکند و عکسها را