مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٧ - زهد و آزادگی
مورد علاقه قلبی نباشد و بلکه مورد نفرت باشد، رشتههای قویتری برای اسارت انسان به شمار میرود و بیش از تعلقات قلبی آدمی را زبون میسازد.
عارف وارسته دل به دنیانبستهای را درنظر بگیرید که عادت به چای و سیگار و افیون، طبیعت ثانیه او شده است و تخلف از غذاهایی که به آنها عادت کرده موجب مرگ او میشود. چنین شخصی چگونه میتواند آزاد و آزاده زیست نماید؟.
دلبستگی نداشتن شرط لازم آزادگی است اما شرط کافی نیست. عادت به حداقل برداشت از نعمتها و پرهیز از عادت به برداشت زیاد، شرط دیگر آزادگی است.
ابوسعید خدری که از اکابر صحابه رسول خداست، آنجا که در مقام توصیف حالات آن حضرت برمیآید اولین جملهای که میگوید این است: «کانَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ و الِهِ خَفیفَ الْمَؤُونَة» یعنی رسول خدا کم خرج بود، با اندک بسر میبرد، با مؤونه بسیار کم میتوانست زندگی خود را ادامه دهد.
آیا این فضیلت است که کسی خفیف المؤونه باشد؟ اگر صرفاً از جنبه اقتصادی در نظر بگیریم که ثروت کمتری را مستهلک میکند، جواب این است که نه، و لا اقل فضیلت مهمی نیست. ولی اگر موضوع را از جنبه معنوی یعنی از جنبه حداکثر آزادی نسبت به قیود زندگی مورد مطالعه قرار دهیم، جواب این است: آری فضیلت است، فضیلت بزرگی هم هست، زیرا تنها با احراز این فضیلت است که انسان میتواند سبکبار و سبکبال زندگی کند، تحرک و نشاط داشته باشد، آزادانه پرواز نماید، در نبرد دائم زندگی سبک بپا خیزد.
منحصر به عادات فردی نیست؛ تقید به عادات و رسوم عرفی در نشستن و برخاستنها، در رفت و آمدها، در معاشرتها، در لباس پوشیدنها و امثال اینها بار زندگی را سنگین و آهنگ حرکت را کند میکند.
حرکت در میدان زندگی مانند شناوری در آب است؛ هرچه وابستگیها کمتر باشد امکان شناوری بیشتر است. وابستگیهای زیاد این امکان را سلب و خطر غرق شدن پیش میآورد.
اثیرالدین اخسیکتی میگوید:
در شط حادثات برون آی از لباس | کاوّل برهنگی است که شرط شناور است | |