مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢١ - ممیزات خوارج
٣. خوارج مردمی جاهل و نادان بودند. در اثر جهالت و نادانی حقایق را نمیفهمیدند و بد تفسیر میکردند، و این کج فهمیها کم کم برای آنان به صورت یک مذهب و آیینی درآمد که بزرگترین فداکاریها را در راه تثبیت آن از خویش بروز میدادند. در ابتدا فریضه اسلامی نهی از منکر، آنان را به صورت حزبی شکل داد که تنها هدفشان احیای یک سنت اسلامی بود.
در اینجا لازم است بایستیم و در یک نکته از تاریخ اسلام دقیقاً تأمل کنیم:
ما وقتی که به سیره نبوی مراجعه میکنیم میبینیم آن حضرت در تمام دوره سیزده ساله مکه به احدی اجازه جهاد و حتی دفاع نداد، تا آنجا که واقعاً مسلمانان به تنگ آمدند و با اجازه آن حضرت گروهی به حبشه مهاجرت کردند، اما سایرین ماندند و زجر کشیدند. تنها در سال دوم مدینه بود که رخصت جهاد داده شد.
در دوره مکه مسلمانان تعلیمات دیدند، با روح اسلام آشنا شدند، ثقافت اسلامی در اعماق روحشان نفوذ یافت. نتیجه این شد که پس از ورود در مدینه هرکدام یک مبلّغ واقعی اسلام بودند و رسول اکرم که آنها را به اطراف و اکناف میفرستاد، خوب از عهده برمیآمدند. هنگامی هم که به جهاد میرفتند میدانستند برای چه هدف و ایدهای میجنگند. به تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام:
حَمَلوا بَصائِرَهُمْ عَلی اسْیافِهِمْ [١].
همانا بصیرتها و اندیشههای روشن و حساب شده خود را بر شمشیرهای خود حمل میکردند.
چنین شمشیرهای آبدیده و انسانهای تعلیمات یافته بودند که توانستند رسالت خود را در زمینه اسلام انجام دهند. وقتی که تاریخ را میخوانیم و گفتگوهای این مردم را- که تا چند سال پیش جز شمشیر و شتر چیزی را نمیشناختند- میبینیم، از اندیشه بلند و ثقافت اسلامی اینها غرق در حیرت میشویم.
در دوره خلفا، با کمال تأسف، بیشتر توجهات به سوی فتوحات معطوف شد غافل از اینکه به موازات باز کردن دروازههای اسلام به روی افراد دیگر و رو آوردن
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ١٥٠.