مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧ - سرمایه شیعه
مطرح نبود، آن را طرح نمیکردم ولی چون زیاد طرح میشود باید ما طرح کنیم.
آیا اخلاق، نسبی است؟
عدهای معتقدند که بهطور کلی اخلاق نسبی است؛ یعنی معیارهای خوب و بد اخلاقی نسبی است و به عبارت دیگر انسان بودن امری است نسبی. معنای نسبیت یک چیز این است که آن چیز در زمانها و مکانهای مختلف تغییر میکند: یک چیز در یک زمان، در یک شرایط، از نظر اخلاقی خوب است، همان چیز در زمان و شرایط دیگر ضد اخلاق است؛ یک چیز در یک اوضاع و احوال انسانی است، همان چیز در اوضاع و احوال دیگر ضد انسانی است. این، معنی نسبیت اخلاق است که بسیار به سر زبانها افتاده است.
مطلبی است که من اکنون اصل مدّعا را عرض میکنم، بعد در اطرافش توضیح میدهم و آن این است که اصول اوّلیه اخلاق، معیارهای اوّلیه انسانیت به هیچ وجه نسبی نیست، مطلق است، ولی معیارهای ثانوی نسبی است، و در اسلام هم ما با این مسأله مواجه هستیم، که این بحثی که راجع به سیره نبوی میکنم این مطلب را تدریجاً توضیح خواهد داد.
در سیره رسول اکرم [١] یک سلسله اصول را میبینیم که اینها اصول باطل و ملغی است؛ یعنی پیغمبر در سیره و روش خودش، در منطق عملی خودش هرگز از این روشها در هیچ شرایطی استفاده نکرده است، همچنانکه ائمه دیگر هم از این اصول و معیارها استفاده نکردهاند. اینها از نظر اسلام بد است در تمام شرایط و در تمام زمانها و مکانها.
سرمایه شیعه
ما شیعیان سرمایهای داریم که اهل تسنن این سرمایه را ندارند و آن این است که برای آنها دوره معصوم یعنی دورهای که یک شخصیت معصوم درآن وجود داشته است که از سیره او میشود بهطور جزم بهره برد، بیست و سه سال بیشتر نیست چون
[١] البته توجه داشته باشید وقتی میگویم سیره رسول اکرم، نگویید سیره امام حسین هم همینطور است، سیره حضرت علی هم همینطور است. البته همینطور است ولی ما فعلًا از زاویه وجود پیغمبر اکرم داریم بحث میکنیم و الّا فرقی نمیکند.