مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢ - سیره نبوی و گسترش سریع اسلام
هر حال پا از ایران بیرون نگذاشت و اگر امروز میبینیم زردشتیهایی در هند هستند که به نام «پارسیان هند» معروفند، آنها هندی نیستند بلکه زردشتیهای ایرانی هستند که از ایران به هند مهاجرت کردهاند؛ و همینها که از ایران به هند مهاجرت کردهاند نتوانستهاند یک هسته زندهای را تشکیل بدهند و دین زردشت را در میان دیگران گسترش بدهند.
اسلام از آن جهت که از سرزمین خودش خارج شد و افقهای دیگری را گشود مانند مسیحیت است. اسلام در جزیرة العرب ظهور کرد و امروز ما میبینیم که در آسیا، آفریقا، اروپا، آمریکا و در میان نژادهای مختلف دنیا پیروانی دارد و حتی عدد مسلمینگو اینکه مسیحیها کوشش میکنند کمتر از آنچه که هست نشان بدهند و اغلبْ کتابهای ما آمارشان را از فرنگیها میگرفتند ولی طبق تحقیقی که در این زمینه به عمل آمده شاید از عدد مسیحیان بیشتر باشد و کمتر نباشد. ولی در اسلام یک خصوصیتی هست از نظر گسترش که در مسیحیت نیست و آن مسأله سرعت گسترش اسلام است. مسیحیت خیلی کند پیشروی کرده است ولی اسلام فوق العاده سریع پیشروی کرده است، چه در سرزمین عربستان و چه در خارج عربستان، چه در آسیا، چه در آفریقا و چه در جاهای دیگر.
این مسأله مطرح است که چرا اسلام این اندازه سریع پیشروی کرد. حتی لامارتین شاعر معروف فرانسوی میگوید اگر سه چیز را در نظر بگیریم، احدی به پایه پیغمبر اسلام نمیرسد؛ یکی فقدان وسایل مادی: مردی ظهور میکند و دعوتی میکند در حالی که هیچ نیرو و قدرتی ندارد و حتی نزدیکترین افرادش و خاندان خودش با او به دشمنی برمیخیزند، تک ظهور میکند، هیچ همکار و همدستی ندارد، از خودش شروع میشود، همسرش به او ایمان میآورد، طفلی که در خانه هست و پسر عموی اوست (علی علیه السلام) ایمان میآورد، تدریجاً افراد دیگر ایمان میآورند آنهم در چه سختیها و مشقتها! و دیگر سرعت پیشرفت یا عامل زمان، و سوم بزرگی هدف. اگر اهمیت هدف را با فقدان وسایل و با سرعتی که با این فقدان وسایل به آن هدف رسیده است در نظر بگیریم، پیغمبر اسلام- به گفته لامارتین و درست میگوید- در دنیا شبیه و نظیر ندارد. مسیحیت اگر در دنیا نفوذ و پیشرفتی