مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥ - امام حسین و استخدام وسیله
در مقابل هر نفرشان که میافتاد چند نفر از دشمن میافتادند، که شاید بیشتر اصحاب اباعبد اللَّه در همین تیراندازی از بین رفتند. ولی حسین شروع نکرد. جنگ روز عاشورا با یک تیر آغاز شد و با یک تیر پایان یافت: با تیر عمرسعد آغاز شد و با یک تیر سه شعبه زهرآلود پایان یافت. «فَوَقَفَ لِیسْتَریحَ ساعَةً» حسین ایستاد تا لحظهای استراحت کند. دشمن که ابداً فکر نمیکند حسین یک نفر است و با شمشیر میجنگد و باید از نزدیک با او جنگید، چون میداند اگر حسین تمام نیروهایش هم ضعیف شده باشد نمیتواند با او بپجنگد، از دور سنگ میپرانند. پیشانی مقدس اباعبد اللَّه میشکند. پیراهن را بالا میبرد که خونها را پاک کند. اینجاست که جنگ عاشورا پایان مییابد. اباعبد اللَّه از روی اسب به روی زمین میافتد. دیگر نمیگویم چه شد، همین قدر عرض میکنم که یک وقت شنیدند که فرمود: «بِاسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسولِ اللَّه».
و صلّی اللَّه علی محمّد و آله الطاهرین. باسمک العظیم الاعظم الاجلّ الاکرم یا اللَّه ....
پروردگارا عاقبت امر همه ما ختم به خیر بفرما، ما را قدردان اسلام و قرآن قرار بده، ما را حق شناس و استفاده کننده از وسیله حق قرار بده، انوار محبت و معرفت خودت را در دلهای ما قرار بده، انوار محبت و معرفت پیغمبرت و آل پیغمبرت را در دلهای ما بتابان، اموات ما مشمول عنایت و مغفرت خودت بفرما.
و عجّل فی فرج مولانا صاحب الزمان.