مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٢ - ابوبکر
در گلویش بماند:
اما وَاللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ ابی قُحافَةَ وَ انَّهُ لَیعْلَمُ انَّ مَحَلّی مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحی.
به خدا قسم پسر ابوقحافه پیراهن خلافت را به تن کرد در حالی که خود میدانست محور این آسیاسنگ منم.
دوم این است که چرا خلیفه پس از خود را تعیین کرد؟ خصوصاً اینکه او در زمان خلافت خود یک نوبت از مردم خواست که قرار بیعت را اقاله کنند و او را از نظر تعهدی که از این جهت بر عهدهاش آمده آزاد گذارند. کسی که در شایستگی خود برای این کار تردید میکند و از مردم تقاضا مینماید استعفایش را بپذیرند، چگونه است که خلیفه پس از خود را تعیین میکند؟.
فَیا عَجَباً بَینا هُوَ یسْتَقیلُها فی حَیاتِهِ اذْ عَقَدَها لاخَرَ بَعْدَ وَفاتِهِ.
شگفتا که ابوبکر از مردم میخواهد که در زمان حیاتش او را از تصدی خلافت معاف بدارند و در همان حال زمینه را برای دیگری بعد از وفات خویش آماده میسازد.
پس از بیان جمله بالا، علی علیه السلام شدیدترین تعبیراتش را درباره دو خلیفه که ضمناً نشان دهنده ریشه پیوند آنها با یکدیگر است به کار میبرد، میگوید:
لَشَدَّ ما تَشَطَّرا ضَرْعَیها [١].
با هم، به قوت و شدت، پستان خلافت را دوشیدند.
ابن ابی الحدید در باره استقاله (استعفاء) ابوبکر میگوید جملهای به دو صورت مختلف از ابوبکر نقل شده که در دوره خلافت بر منبر گفته است؛ برخی به این
[١]. نهج البلاغه، خطبه ٣.