مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٥ - ارزش عدالت
در مسائل اجتماعی حتی مردمان همزمان نیز همسان و همشکل نیستند، و این خود رازی دارد که اکنون مجال بحث در آن نیست.
بشر در برخورد با مسائل اجتماعی و اخلاقی خواه ناخواه به نوعی ارزیابی میپردازد؛ در ارزیابی خود برای آن مسائل درجات و مراتب یعنی ارزشهای مختلف قائل میشود و بر اساس همین درجه بندیها و طبقه بندیهاست که نوع اصول و مبادیی که به کار میبرد، با آنچه دیگری ارزیابی میکند متفاوت میشود و در نتیجه طرز تفکرها مختلف میگردد.
مثلًا عفاف، خصوصاً برای زن، یک مسأله اجتماعی است. آیا همه مردم در ارزیابی خود در باره این موضوع یک نوع فکر میکنند؟ البته نه، بی نهایت اختلاف است؛ برخی از مردم ارزش این موضوع را به حد صفر رساندهاند، پس این موضوع در اندیشه و تفکرات آنان هیچ نقش مؤثری ندارد؛ و بعضی بینهایت ارزش قائلند و با نفی این ارزش برای حیات و زندگی ارزش قائل نیستند.
اسلام که طرزتفکرها را عوض کرد به این معنی است که ارزشها را بالا و پایین آورد؛ ارزشهایی که در حد صفر بود (مانند تقوا) در درجه اعلی قرار داد و بهای فوق العاده سنگین برای آنها تعیین کرد، و ارزشهای خیلی بالا از قبیل خون و نژاد و غیر آن را پایین آورده تا سرحد صفر رساند.
عدالت یکی از مسائلی است که به وسیله اسلام حیات و زندگی را از سر گرفت و ارزش فوق العاده یافت. اسلام به عدالت، تنها توصیه نکرد و یا تنها به اجرای آن قناعت نکرد بلکه عمده این است که ارزش آن را بالا برد. بهتر است این مطلب را از زبان علی علیه السلام در نهج البلاغه بشنویم.
فرد باهوش و نکته سنجی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام سؤال میکند:
الْعَدْلُ افْضَلُ امِ الْجودُ؟.
آیا عدالت شریفتر و بالاتر است یا بخشندگی؟.
مورد سؤال دو خصیصه انسانی است. بشر همواره از ستم گریزان بوده است و همواره احسان و نیکی دیگری را که بدون چشمداشت پاداش انجام میداده، مورد تحسین و ستایش قرار داده است.