مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - نرمش در مسائل شخصی و صلابت در مسائل اصولی
میدانم با رفیقم چه کنم. آنقدر نرمش نشان میدهد که یهودی همان جا میگوید:
«اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّااللَّهُ وَ اشْهَدُ انَّک رَسولُ اللَّهِ» و میگوید تو با چنین قدرتی که داری اینهمه تحمل [نشان میدهی؟!] این تحمل، تحمل یک فرد عادی نیست، پیغمبرانه است.
ظاهراً در فتح مکه است؛ زنی از اشراف قریش دزدی کرده است. به حکم قانون اسلام دست دزد باید بریده شود. وقتی قضیه ثابت و مسلّم شد و زن اقرار کرد که دزدی کردهام، میبایست حکم درباره او اجرا میشد. اینجا بود که توصیهها و وساطتها شروع شد. یکی گفت: یا رسول اللَّه! اگر میشود از مجازات صرف نظر کنید، این زن دختر فلان شخص است که میدانید چقدر محترم است، آبروی یک فامیل محترم از بین میرود. پدرش آمد، برادرش آمد، دیگری آمد که آبروی یک فامیل محترم از بین میرود. هرچه گفتند، فرمود: محال و ممتنع است، آیا میگویید من قانون اسلام را معطل کنم؟! اگر همین زن یک زن بیکس میبود و وابسته به یک فامیل اشرافی نمیبود، همه شما میگفتید بله دزد است، باید مجازات بشود.
آفتابه دزد مجازات بشود، یک فقیر که به علت فقرش مثلًا دزدی کرده مجازات بشود، ولی این زن به دلیل اینکه وابسته به اشراف قریش است و به قول شما آبروی یک فامیل اشرافی از بین میرود مجازات نشود؟! قانون خدا تعطیل بردار نیست.
ابداً شفاعتها و وساطتها را نپذیرفت.
پس پیغمبر در مسائل اصولی هرگز نرمش نشان نمیداد در حالی که در مسائل شخصی فوق العاده نرم و مهربان بود و فوق العاده عفو داشت و باگذشت بود. پس اینها با یکدیگر اشتباه نشود.
علی علیه السلام در مسائل فردی و شخصی در نهایتْ درجه نرم و مهربان و خوشروست، ولی در مسائل اصولی یک ذره انعطاف نمیپذیرد. دو نمونه را به عنوان دلیل ذکر میکنم. علی مردی بود بشّاش، بر خلاف مقدس مآبهای ما که همیشه از مردم دیگر بهای مقدسی میخواهند، همیشه چهرههای عبوس و اخمهای درهم کشیده دارند و هیچ وقت حاضر نیستند یک تبسم به لبشان بیاید، گویی لازمه قدس و تقوا عبوس بودن است. گفت:
صبا از من بگو یار عبوساً قمطریرا را | نمیچسبی به دل زحمت مده صمغ و کتیرا را | |