مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٥ - عوامل دخیل در قیام امام حسین علیه السلام و مقایسه آن با شرایط زمان امام حسن علیه السلام
آمد یک چنین کاغذ سفید امضایی برای امام حسن فرستاد و چنین تعهداتی را قبول کرد، گفت تو برو کنار، مگر تو خلافت را برای چه میخواهی؟ مگر غیر از عمل کردن به مقررات اسلامی است؟ من مجری منویات تو هستم. فقط امر دایر است که آن کسی که میخواهد کتاب و سنت الهی را اجرا کند من باشم یا تو. آیا تو فقط به خاطر اینکه آن کسی که این کار را میکند تو باشی میخواهی چنین جنگ خونینی را بپا کنی؟! اگر امام حسن با این شرایط تسلیم امر نمیکرد، جنگ را ادامه میداد، دو سه سال میجنگید، دهها هزار نفر آدم کشته میشدند، ویرانیها پیدا میشد و عاقبت امر هم خود امام حسن کشته میشد، امروز تاریخ امام حسن را ملامت میکرد، میگفت در یک چنین شرایطی [باید صلح میکرد]، پیغمبر هم در خیلی موارد صلح کرد، آخر یک جا هم آدم باید صلح کند. غیر از این نیست که معاویه میخواهد خودش حکومت کند. بسیار خوب، خودش حکومت کند؛ نه از تو میخواهد که او را به عنوان خلیفه بپذیری، نه از تو میخواهد که او را امیرالمؤمنین بخوانی [١]، نه از تو میخواهد که با او بیعت کنی، و حتی اگر بگویی جان شیعیان در خطر است، امضا میکند که تمام شیعیان پدرت علی در امن و امان، و روی تمام کینههای گذشتهای که با آنها در صفّین دارم قلم کشیدم، از نظر امکانات مالی حاضرم مالیات قسمتی از مملکت را نگیرم و آن را اختصاص بدهم به تو که به این وسیله بتوانی از نظر مالی محتاج ما نباشی و خودت و شیعیان و کسان خودت را آسوده اداره کنی.
اگر امام حسن با این شرایط [صلح را] قبول نمیکرد، امروز در مقابل تاریخ محکوم بود. قبول کرد؛ وقتی که قبول کرد، تاریخ آن طرف را محکوم کرد. معاویه با آن دستپاچگی که داشت تمام این شرایط را پذیرفت. نتیجهاش این شد که معاویه فقط از جنبه سیاسی پیروز شد؛ یعنی نشان داد که یک مرد صددرصد سیاستمداری است که غیر از سیاستمداری هیچ چیز در وجودش نیست، زیرا همینقدر که مسند خلافت و قدرت را تصاحب کرد تمام مواد قرارداد را زیر پا گذاشت و به هیچ کدام از اینها عمل نکرد، و ثابت کرد که آدم دغلبازی است، و حتی وقتی که به کوفه آمد صریحاً گفت: مردم کوفه! من در گذشته با شما نجنگیدم برای اینکه شما نماز
[١] قید کردند که معاویه هیچ گاه توقع نداشته باشد که امام حسن او را «یا امیرالمؤمنین» خطاب کند.