مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦ - نمونه هایی از تاریخ اسلام
یک یک اصحاب خود را یاد کرد ببیند کی زنده است و کی مرده. سعدبن ربیع را نیافت. پرسید: کیست برود از سعدبن ربیع اطلاع صحیحی برای من بیاورد؟ یکی از انصار گفت: من حاضرم. مرد انصاری وقتی رسید که رمق مختصری از حیات سعد باقی بود. گفت: ای سعد، پیغمبر مرا فرستاده که برایش خبر ببرم که مردهای یا زنده.
سعد گفت: سلام مرا به پیغمبر برسان و بگو سعد از مردگان است، زیرا چند لحظه دیگر بیشتر از عمرش باقی نمانده است. بگو به پیغمبر که سعد گفت:
«خداوند به تو بهترین پاداشها که سزاوار یک پیغمبر است بدهد.».
آنگاه خطاب کرد به مرد انصاری و گفت: یک پیامی هم از طرف من به برادران انصار و سایر یاران پیغمبر ابلاغ کن. بگو سعد میگوید:
«عذری نزد خدا نخواهید داشت اگر به پیغمبر شما آسیبی برسد و شما جان در بدن داشته باشید.» [١]
صفحات تاریخ صدر اسلام پر است از این شیفتگیها و دلدادگیها و از این زیباییها. در همه تاریخ بشر نتوان کسی را یافت که به اندازه رسول اکرم محبوب و مراد یاران و معاشران و زنان و فرزندانش بوده است و تا این حد از عمق وجدان، او را دوست میداشتهاند.
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه میگوید:
«کسی سخن او (رسول اکرم) را نمیشنید مگر اینکه محبت او در دلش جای میگرفت و متمایل به او میشد. لهذا قریش مسلمانان را در دوران مکه «صُباة» (شیفتگان و دلباختگان) مینامیدند و میگفتند: «نَخافُ انْ یصْبُوَ الْوَلیدُ بْنُ الْمُغیرَةِ الی دینِ مُحَمَّدٍ» بیم آن است که ولیدبن المغیرة دل
[١] شرح ابن ابی الحدید، چاپ بیروت، ج ٣/ ص ٥٧٤ و سیره ابن هشام، ج ٢/ ص ٩٤.