مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٤ - ارزش دنیا از نظر قرآن و نهج البلاغه
میخواهد بیابد، واقع شود. این شکل رابطه است که به جای اینکه دنیا را مورد بهره برداری انسان قرار دهد، انسان را قربانی ساخته و از انسانیت ساقط کرده است.
در نهج البلاغه نیز به پیروی از قرآن به همین دو دسته برمیخوریم. [در] دسته اول- که بیشترین آنهاست- با موشکافیهایی دقیق و تشبیهات و کنایات و استعاراتی بلیغ و آهنگی مؤثر، ناپایداری جهان و غیرقابل دلبستگی [بودن] آن تشریح شده است، و دسته دوم نتیجه گیری است که عیناً همان نتیجه گیری قرآن است.
در خطبه ٣٢ مردم را ابتدا به دو گروه تقسیم میکند: اهل دنیا و اهل آخرت. اهل دنیا به نوبه خود به چهار گروه تقسیم شدهاند:
گروه اول مردمی آرام و گوسفندصفت میباشند و هیچ گونه تباهکاری (نه به صورت زور و تظاهر و نه به صورت فریب و زیر پرده) از آنها دیده نمیشود، ولی تنها به این دلیل که عرضهاش را ندارند؛ اینها آرزویش را دارند اما قدرتش را ندارند.
گروه دوم، هم آرزویش را دارند و هم همت و قدرتش را؛ دامن به کمر زده، پول و ثروت گرد میآورند یا قدرت و حکومت به چنگ میآورند و یا مقاماتی را اشغال میکنند و از هیچ فسادی کوتاهی نمیکنند.
گروه سوم گرگانی هستند در لباس گوسفند، جو فروشانی هستند گندم نما، اهل دنیا اما در سیمای اهل آخرت؛ سرها را به علامت قدس فرو میافکنند، گامها را کوتاه برمیدارند، جامه را بالا میزنند، در میان مردم آنچنان ظاهر میشوند که اعتمادها را به خود جلب کنند و مرجع امانات مردم قرار گیرند.
گروه چهارم در حسرت آقایی و ریاست به سر میبرند و در آتش این آرزو میسوزند اما حقارت نفس، آنان را خانه نشین کرده است و برای اینکه پرده روی این حقارت بکشند به لباس اهل زهد در میآیند.
علی علیه السلام این چهار گروه را علی رغم اختلافاتی که از نظر برخورداری و محرومیت، و از نظر روش و سبک، و از نظر روحیه دارند جمعاً یک گروه میداند:
اهل دنیا، چرا؟ برای اینکه همه آنها در یک خصیصه مشترکند و آن اینکه همه آنها مرغانی هستند که به نحوی مادیات دنیا آنها را شکار کرده و از رفتار و پرواز انداخته است، انسانهایی هستند اسیر و برده.