مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤ - دفاع از توحید
کرده اما اگر از آزادی دیگری دفاع کند از آزادی دفاع کرده که خیلی مقدستر است.
اگر یک نفر مثلًا از اروپا بلند شود برود به دفاع از ویتنامیها و با آمریکاییها بجنگد، شما او را صد درجه بیشتر تقدیس میکنید از یک ویتنامی و میگویید ببینید این چه مرد بزرگی است! با اینکه خودش در خطر نیست، از مملکت خودش حرکت کرده و به سرزمین دیگری رفته است برای دفاع از آزادی دیگران، از جان دیگران، از مال دیگران و از سرزمین دیگران. این صد درجه بالاتر است، چرا؟ چون آزادی مقدس است. اگر کسی برای دفاع از علم بجنگد چطور؟ همینطور است. (در جایی علم به خطر افتاده؛ انسان به دلیل اینکه علم که یکی از مقدسات بشر است به خطر افتاده، برای نجات علم بجنگد). برای نجات صلح بجنگد چطور؟ همینطور است.
توحید حقیقتی است که مال من و شما نیست، مال بشریت است. اگر در جایی توحید به خطر بیفتد- چون توحید جزء فطرت انسان است و هیچ وقت فکر بشر او را به ضد توحید رهبری نمیکند بلکه عامل دیگری دخالت دارد- اسلام برای نجات توحید دستور اقدام میدهد، ولی این معنایش این نیست که میخواهد توحید را به زور وارد قلب مردم کند بلکه عواملی را که سبب شده است توحید از بین برود از بین میبرد؛ عوامل که از بین رفت فطرت انسان به سوی توحید گرایش پیدا میکند.
مثلًا وقتی تقالید، تلقینات، بتخانهها و بتکدهها و چیزهایی را که وجود آنها سبب میشود که انسان اصلًا در توحید فکر نکند از بین برد، فکر مردم آزاد میشود به تعبیری که قرآن درباره حضرت ابراهیم میفرماید. میگوید: ابراهیم در روزی که مردم از شهر خارج شده و شهر را خلوت کرده بودند و بتکده هم خلوت بود رفت بتها را شکست و تبر را به گردن بزرگترین بتها آویخت. شب که مردم برگشتند و برای عرض حاجت و اظهار اخلاص نزد بتها رفتند، دیدند بتی وجود ندارد، خرد و خمیر شدهاند، فقط بت بزرگ وجود دارد با تبر. ظاهر امر حکایت میکند که این بت بزرگ آمده این کوچکها را زده و از بین برده، ولی فطرت بشر قبول نمیکند. چه کسی چنین کرده است؟ «قالوا سَمِعْنا فَتی یذْکرُهُمْ یقالُ لَهُ ابْراهیمُ» [١]. سراغ ابراهیم میروند «أانْتَ فَعَلْتَ هذا بالِهَتِنا یا ابْراهیمُ؟» ابراهیم تو با محبوبهای ما چنین کردی؟
«قالَ بَلْ فَعَلَهُ کبیرُهُمْ هذا فَاسْألوهُمْ انْ کانوا ینْطِقونَ» این کار، کار آن بت بزرگ است،
[١] انبیاء/ ٦٠.