مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥ - شغلها
رسول اللَّه! چرا میگریید؟ فرمود: اینجا قبر مادر من است، پنجاه سال پیش من مادرم را در اینجا دفن کردم.
عبد المطّلب دیگر بعد از مرگ این مادر، تمام زندگیاش رسول اکرم شده بود، و بعد از مرگ عبد اللَّه و عروسش آمنه، این کودک را فوق العاده عزیز میداشت و به فرزندانش میگفت که او با دیگران خیلی فرق دارد، او از طرف خدا آیندهای دارد و شما نمیدانید. وقتی که میخواست از دنیا برود، ابوطالب- که پسر ارشد و بزرگتر و شریفتر از همه فرزندان باقیماندهاش بود- دید پدرش یک حالت اضطرابی دارد.
عبد المطلب خطاب به ابوطالب گفت: من هیچ نگرانی از مردن ندارم جز یک چیز و آن سرنوشت این کودک است. این کودک را به چه کسی بسپارم؟ آیا تو میپذیری؟
از ناحیه من تعهد میکنی که کفالت او را به عهده بگیری؟ عرض کرد: بله پدر! من قول میدهم، و کرد. بعد از آن، جناب ابوطالب، پدر بزرگوار امیرالمؤمنین علی علیه السلام متکفل بزرگ کردن پیغمبر اکرم بود.
مسافرتها
رسول اکرم به خارج عربستان فقط دو مسافرت کرده است که هر دو قبل از دوره رسالت و به سوریه بوده است. یک سفر در دوازده سالگی همراه عمویش ابوطالب، و سفر دیگر در بیست و پنج سالگی به عنوان عامل تجارت برای زنی بیوه به نام خدیجه که از خودش پانزده سال بزرگتر بود و بعدها با او ازدواج کرد. البته بعد از رسالت، در داخل عربستان مسافرتهایی کردهاند. مثلًا به طائف رفتهاند، به خیبر که شصت فرسخ تا مکه فاصله دارد و در شمال مکه است رفتهاند، به تبوک که تقریباً مرز سوریه است و صد فرسخ تا مدینه فاصله دارد رفتهاند، ولی در ایام رسالت از جزیرة العرب هیچ خارج نشدهاند.
شغلها
پیغمبر اکرم چه شغلهایی داشته است؟ جز شبانی و بازرگانی، شغل و کار دیگری را ما از ایشان سراغ نداریم. بسیاری از پیغمبران در دوران قبل از رسالتشان شبانی میکردهاند (حالا این چه راز الهیای دارد، ما درست نمیدانیم) همچنانکه موسی شبانی کرده است. پیغمبر اکرم هم قدر مسلّم این است که شبانی میکرده