مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٩ - قرابت و نسب
نکردید که فرمود: با نیکان انصار نیکی کنید و از بدان آنان درگذرید؟!.
- اینها چه جور دلیل میشود؟.
- اگر بنا بود حکومت با آنان باشد، سفارش در باره آنان معنی نداشت. این که به دیگران در باره آنان سفارش شده است، دلیل است که حکومت با غیر آنان است. خوب، قریش چه میگفتند؟.
- استدلال قریش این بود که آنها شاخهای از درختی هستند که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز شاخه دیگر از آن درخت است.
-«احْتَجّوا بِالشَّجَرَةِ وَ اضاعُوا الثَّمَرَةَ» با انتساب خود به شجره وجود پیغمبر صلی الله علیه و آله برای صلاحیت خود استدلال کردند اما میوه را ضایع ساختند.
یعنی اگر شجره نسبت معتبر است، دیگران شاخهای از آن درخت میباشند که پیغمبر یکی از شاخههای آن است اما اهل بیت پیغمبر میوه آن شاخهاند.
در خطبه ١٦١ که قسمتی از آن را قبلًا نقل کردیم و سؤال و جوابی است از یک مرد اسدی با علی علیه السلام، آن حضرت به مسأله نسب نیز استدلال میکند. عبارت این است:
«امَّا الْاسْتِبْدادُ عَلَینا بِهذَا الْمَقامِ وَ نَحْنُ الْاعْلَوْنَ نَسَباً وَ الْاشَدّونَ بِرَسولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله نَوْطاً.».
استدلال به نسب از طرف علی علیه السلام نوعی جدل منطقی است. نظر بر اینکه دیگران قرابت نسبی را ملاک قرار میدادند، علی علیه السلام میفرمود از هر چیز دیگر از قبیل نص و لیاقت و افضلیت گذشته، اگر همان قرابت و نسب را که مورد استناد دیگران است ملاک قرار دهیم، باز من از مدعیان خلافت اولایم.