مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٦ - سکوت تلخ
سکوت علی سکوتی حساب شده و منطقی بود نه صرفاً ناشی از اضطرار و بیچارگی؛ یعنی او از میان دو کار، بنا به مصلحت یکی را انتخاب کرد که شاقتر و فرسایندهتر بود. برای او آسان بود که قیام کند و حداکثر آن بود که به واسطه نداشتن یار و یاور، خودش و فرزندانش شهید شوند. شهادت آرزوی علی بود و اتفاقاً در همین شرایط است که جمله معروف را ضمن دیگر سخنان خود به ابوسفیان فرمود:
وَ اللَّهِ لَابْنُ ابیطالِبٍ انَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْی امِّهِ [١].
به خدا سوگند که پسر ابوطالب مرگ را بیش از طفل پستان مادر را، دوست میدارد.
علی با این بیان به ابوسفیان و دیگران فهماند که سکوت من از ترس مرگ نیست، از آن است که قیام و شهادت در این شرایط بر زیان اسلام است نه به نفع آن.
علی خود تصریح میکند که سکوت من حساب شده بود؛ من از دو راه، آن را که به مصلحت نزدیکتر بود انتخاب کردم:
وَ طَفِقْتُ ارْتَإی بَینَ انْ اصولَ بِیدٍ جَذّاءَ اوْ اصْبِرَ عَلی طَخْیةٍ عَمْیاءَ، یهْرَمُ فیهَا الْکبیرُ وَ یشیبُ فیهَا الصَّغیرُ وَ یکدَحُ فیها مُؤْمِنٌ حَتّی یلْقی رَبَّهُ، فَرَأیتُ انَّ الصَّبْرَ عَلی هاتا احْجی، فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذی وَ فِی الْحَلْقِ شَجی [٢].
در اندیشه فرو رفتم که میان دو راه کدام را برگزینم؟ آیا با کوته دستی قیام کنم یا بر تاریکیای کور صبر کنم، تاریکیای که بزرگسال در آن فرتوت میشود و تازه سال پیر میگردد و مؤمن در تلاشی سخت تا آخرین نفس واقع میشود. دیدم صبر بر همین حالت طاقت فرسا عاقلانهتر است، پس صبر کردم در حالی که خاری در چشم و استخوانی در گلویم بود.
[١]. نهج البلاغه، خطبه ٥.[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٣.