مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٠ - توحید و معرفت
الا ینْظُرونَ الی صَغیرِ ما خَلَقَ کیفَ احْکمَ خَلْقَهُ وَاتْقَنَ تَرْکیبَهُ وَفَلَقَ لَهُ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ، وَسَوّی لَهُ الْعَظْمَ وَ الْبَشَرَ؟ انْظُروا الَی النَّمْلَةِ فی صِغَرِجُثَّتِها وَلَطافَةِ هَیئَتِها لاتَکادُ تُنالُ بِلَحْظِ الْبَصَرِ، وَلابِمُسْتَدْرَک الْفِکرِ، کیفَ دَبَّتْ عَلی ارْضِها وَصُبَّتْ عَلی رِزْقِها، تَنَقُلُ الْحَبَّةَ الی جُحْرِها وَتَعُدُّها فی مُسْتَقَرِّها، تَجْمَعُ فی حَرِّها لِبَرْدِها وَ فی وِرْدِها لِصَدَرِها، مَکفولَةٌ بِرِزْقِها، مَرْزوقَةٌ بِوَفْقِها، لایغْفِلُهَاالْمَنّانُ، وَلایحْرِمُهَا الدَّیانُ، وَلَوْ فِی الصَّفَا الْیابِسِ وَ الْحَجَرِالْجامِسِ، وَلَوْفَکرْتَ فی مَجاری اکلِها وَ فی عُلْوِها وَ سُفْلِها، وَ مافِی الْجَوْفِ مِنْ شَراسیفِ بَطْنِها، وَ ما فِی الرَّأْسِ مِنْ عَینِها وَ اذُنِها لَقَضَیتَ مِنْ خَلْقِها عَجَباً..
آیا در مخلوق کوچک او دقت نمیکنند؟ چگونه به خلقتش استحکام بخشیده و ترکیبش را استوار ساخته، به او دستگاه شنوایی و بینایی عنایت کرده و استخوان و پوست کامل داده است؟.
در مورچه با این جثه کوچک و اندام لطیف بیندیشید. آنچنان کوچک است که نزدیک است با چشم دیده نشود و از اندیشه غایب گردد. چگونه با این جثه کوچک روی زمین میجنبد و برجمع روزی عشق میورزد و دانه را به لانه خود حمل میکند و در انبار نگهداری مینماید، در تابستانش برای زمستانش گرد میآورد و هنگام ورود اقامت زمستانی، زمان بیرون آمدن را پیش بینی میکند. اینچنین موجود اینچنین روزیاش تضمین شده و تطبیق داده شده است. خداوند منّان هرگز او را از یاد نمیبرد، ولو در زیر سنگ سخت باشد. اگر در مجرای ورودی و خروجی غذا و در ساختمان شکم او و گوش و چشم او که در سرش قرار داده شده تفکر و تحقیق کنی و آنها را کشف کنی، سخت در شگفت خواهی رفت.
ولی بیشتر بحثهای نهج البلاغه درباره توحید، بحثهای تعقلی و فلسفی است. اوج فوق العاده نهج البلاغه در این بحثها نمایان است. در بحثهای توحیدی تعقلی نهج البلاغه آنچه اساس و محور و تکیه گاه همه بحثها و استدلالها و استنتاجهاست، اطلاق و لاحدی و احاطه ذاتی و قیومی حق است. علی علیه السلام در این قسمت داد سخن را داده است؛ نه پیش از او و نه بعد از او کسی به او نرسیده است.
مسأله دیگر «بساطت مطلقه» و نفی هر گونه کثرت و تجزّی و نفی هرگونه