مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٦ - نص و وصیت
نهج البلاغه تا آنجا که مفهوم احقیت مولی را میرساند از نظر ابن ابی الحدید نیازی به توجیه ندارد، ولی جملههای بالا از آن جهت از نظر او نیاز به توجیه دارد که تصریح شده است که خلافت حق خاص علی بوده است، و این جز با منصوصیت و اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله از جانب خدا تکلیف را تعیین و حق را مشخص کرده باشد متصور نیست.
مردی از بنی اسد از اصحاب علی علیه السلام از آن حضرت میپرسد:
کیفَ دَفَعَکمْ قَوْمُکمْ عَنْ هذَا الْمَقامِ وَ انْتُمْ احَقُّ بِهِ؟.
چطور شد که قوم شما، شما را از خلافت بازداشتند و حال آنکه شما شایستهتر بودید؟.
امیر مؤمنان علیه السلام به پرسش او پاسخ گفت. این پاسخ همان است که به عنوان خطبه ١٦١ در نهج البلاغه مسطور است. علی علیه السلام صریحاً در پاسخ گفت: در این جریان جز طمع و حرص از یک طرف، و گذشت (بنا به مصلحتی) از طرف دیگر عاملی در کار نبود:
«فَانَّها کانَتْ اثَرَةً شَحَّتْ عَلَیها نُفوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْها نُفوسُ اخَرینَ.».
این سؤال و جواب در دوره خلافت علی علیه السلام درست در همان زمانی که علی علیه السلام با معاویه و نیرنگهای او درگیر بود واقع شده است. امیرالمؤمنین علیه السلام خوش نداشت که در چنین شرایطی این مسأله طرح شود، لهذا به صورت ملامت گونهای قبل از جواب به او گفت که آخر، هر پرسشی جایی دارد؛ حالا وقتی نیست که در باره گذشته بحث کنیم؛ مسأله روز ما مسأله معاویه است «وَ هَلُمَّ الْخَطْبَ فِی ابْنِ ابی سُفْیانَ ...»؛ اما در عین حال همانطور که روش معتدل همیشگی او بود، از پاسخ دادن و روشن کردن حقایق گذشته خودداری نکرد.
در خطبه «شقشقیه» صریحاً میفرماید: «اری تُراثی نَهْباً» [١] یعنی حق موروثی
[١]. نهج البلاغه، خطبه ٣.