مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٤ - عمر
الحجال» همه شما از عمر فقیه ترید حتی خداوندان حجله، در چنین شرایطی از طرف عمر بیان شده است. همچنین جمله: «لولا علی لهلک عمر» اگر علی نبود عمر هلاک شده بود، که گفتهاند هفتاد بار از او شنیده شده است، در مورد همین اشتباهات بود که علی او را واقف میکرد.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام عمر را به همین دو خصوصیت که تاریخ سخت آن را تأیید میکند، مورد انتقاد قرار میدهد، یعنی خشونت زیاد او به حدی که همراهان او از گفتن حقایق بیم داشتند، و دیگر شتابزدگی و اشتباهات مکرر و سپس معذرت خواهی از اشتباه. در باره قسمت اول میفرماید:
فَصَیرَها فی حَوْزَةٍ خَشْناءَ یغْلُظُ کلْمُها وَ یخْشُنُ مَسُّها ... فَصاحِبُها کراکبِ الصَّعْبَةِ، انْ اشْنَقَ لَها خَرَمَ وَ انْ اسْلَسَ لَها تَقَحَّمَ.
ابوبکر زمام خلافت را در اختیار طبیعتی خشن قرار داد که آسیب رساندن هایش شدید و تماس با او دشوار بود ... آن که میخواست با او همکاری کند مانند کسی بود که شتری چموش و سرمست را سوار باشد؛ اگر مهارش را محکم بکشد بینیاش را پاره میکند و اگر سست کند به پرتگاه سقوط مینماید.
و در باره شتابزدگی و کثرت اشتباه و سپس عذرخواهی او میفرماید:
وَ یکثُرُ الْعِثارُ فیها وَالْاعْتِذارُ مِنْها.
لغزشهایش و سپس پوزش خواهیاش از آن لغزشها فراوان بود.
در نهج البلاغه تا آنجا که من به یاد دارم، از خلیفه اول و دوم تنها در خطبه «شقشقیه» که فقراتی از آن نقل کردیم بهطور خاص یاد و انتقاد شده است. در جای دیگر اگر هست یا به صورت کلی است و یا جنبه کنایی دارد، مثل آنجا که در نامه معروف خود به عثمان بن حنیف اشاره به مسأله «فدک» میکند.
و یا در نامه ٦٢ میگوید: «باور نمیکردم که عرب این امر را از من برگرداند، ناگهان متوجه شدم که مردم دور فلانی را گرفتند» و یا در نامه ٢٨ که در جواب