مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢ - ریشه پیدایش این داستان
العریضة را پیدا میکنند که چهار تا دروغ هم او بیاید ببندد. از زبان این به آن دروغ میبندند و از زبان آن به این. اینها تورات خودشان را پر از این دروغها کردند، و داستانها از امّتهای گذشته هست که تورات به گونهای نقل کرده است، قرآن به گونه دیگر، و بلکه قرآن به گونهای نقل کرده است که دروغ اینها را که داستان را تحریف کرده و در توراتِ تحریف شده آوردهاند آشکار میکند. و اینها برای اینکه قرآن را- العیاذباللَّه- تکذیب کنند آمدهاند یک سلسله روایات به نام پیغمبر یا ائمه و یا مثلًا بعضی از صحابه پیغمبر و به نفع آنچه در تورات آمده است جعل کردهاند ولی به گونهای جعل کردهاند که کسی نفهمد اینطور نیست. از جمله- که شاید عبرت آموز باشد- در داستان عمالقه که همین بیت المقدس فعلی را اشغال کرده بودند و موسی به اینها میگفت: آنها به زور اینجا را اشغال کردهاند، بیایید به آنجا برویم، اینها [حفظ جان] میکردند و میگفتند:
«یا موسی انّا لَنْ نَدْخُلَها ابَداً ماداموا فیها فَاذْهَبْ انْتَ وَ رَبُّک فَقاتِلا انّا هیهُنا قاعِدونَ.» [١].
قرآن آبروی اینها را برده. هرچه موسی گفت: کمی غیرت داشته باشید، هنر داشته باشید، حقتان را بگیرید، گفتند: خیر، آنها مردمی هستند زورمند، ما اینجا نشستهایم، تو و خدایت دوتایی بروید آنجا بجنگید، عمالقه را بیرون کنید، وقتی که کارها تمام شد بیا ما را خبر کن که برویم وارد آنجا بشویم. گفت:
گر به مغزم زنی وگر دنبم | که من از جای خود نمیجنبم | |