مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣ - سعد و نحس ایام
یاابن رسول اللَّه! من به نجوم احکامی مبتلا شدهام [١]. من کتابهایی در این زمینه دارم و کم کم احساس میکنم که مبتلا شدهام، اصلًا گرفتار شدهام و تا به این کتابها مراجعه نکنم در هیچ کاری نمیتوانم تصمیم بگیرم. تکلیف من چیست؟ امام صادق با تعجب فرمود: تو از اصحاب ما، تو راوی روایات ما به این چیزها عمل میکنی؟! بله یا ابن رسول اللَّه. فرمود: الآن بلند شو برو منزل؛ به محض رسیدن، تمام این کتابها را آتش بزن، و دیگر نبینم که حتی به یک کلمه از این حرفها عمل کردهای.
علی رغم یک سلسله روایات که در این زمینه هست، ما یک سلسله روایات دیگر داریم که در تفسیر المیزان در ذیل یکی از آیات سوره فصّلت (فی ایامٍ نَحِساتٍ) [٢] ذکر شده است. از مجموع روایاتی که از اهل بیت اطهار رسیده است این مطلب استنباط میشود که این امور یا اساساً اثر ندارد و یا اگر هم اثر دارد توکل به خدا و توکل به پیغمبر و اهل بیت پیغمبر اثر اینها را از بین میبرد. بنابراین یک مسلمان، شیعه واقعی، در عمل به این امور اعتنا نمیکند؛ اگر میخواهد به مسافرت برود، صدقه بدهد، به خدا توکل کند، به اولیای خدا توسل بجوید و به هیچ یک از این امور اعتنا نکند. از همه بالاتر این است که شما ببینید در تاریخ پیغمبر و ائمه اطهار آیا یک دفعه هم اتفاق افتاده که خود آنها به این مسائل عمل کنند؟! «سیره» یعنی چنین چیزها. آیا آنها در منطق عملی خودشان از اینجور امور استفاده کردهاند یا نه؟.
در خراسان یک چیزی معروف است که من در بعضی از شهرستانهای ایران دیدهام هست و در بعضی دیگر نیست، و استاد بزرگوار ما مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی ریشه آن را به دست داد که این چه بوده و از کجا پیدا شده است. در ولایت ما- به اصطلاح- فریمان خیلی شایع بود و شاید هنوز هم هست که میگفتند:
اگر شخصی بخواهد به مسافرت برود، چنانچه اول کسی که به او بر میخورد سید باشد، این امر نحس است و او قطعاً از آن سفر برنمی گردد، ولی اگر غربتی به او بر بخورد، این سفر سفر میمونی است. واقعاً اینجور معتقد بودند. مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی گفت این یک ریشهای دارد: در دوره بنی العباس، سادات را- که بیچارهها، اولاد پیغمبر، مخفی بودند- در خانه هرکس گیر میآوردند، نه تنها خود
[١] البته نجوم ریاضی غیر از نجوم احکامی است. اشتباه نشود، دو نجوم داریم. نجوم ریاضی یعنی حساب خسوف و کسوف و امثال اینها، و جزء ریاضیات است. نجوم احکامی است که بیاعتبار است.[٢] فصلت/ ١٦.