مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨ - سوابق
من هم میرفتم همین کار را میکردم. آنها سنگها را در دامنشان میریختند، دامنشان را بالا میزدند و چون شلوار نداشتند کشف عورت میشد. من یک دفعه تا رفتم سنگ را در دامنم گذاشتم، مثل اینکه احساس کردم که دستی آمد و زد دامن را از دستم انداخت. حس کردم که من نباید این کار را کنم، با اینکه کودکی هفت ساله بودم. امام باقر علیه السلام در روایاتی، و نیز امیرالمؤمنین در نهج البلاغه این مطلب را کاملًا تأیید میکنند:
«وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ انْ کانَ فَطیماً اعْظَمَ مَلَک مِنْ مَلائِکتِهِ، یسْلُک بِهِ طَریقَ الْمَکارِمِ وَ مَحاسِنَ اخْلاقِ الْعالَمِ.» [١].
امام باقر علیه السلام میفرماید: بودند فرشتگانی الهی که از کودکی او را همراهی میکردند. پیامبر میفرمود: من گاهی سلام میشنیدم، یک کسی به من میگفت السلام علیک یا محمّد! نگاه میکردم، کسی را نمیدیدم. گاهی با خودم فکر میکردم شاید این سنگ یا درخت است که دارد به من سلام میدهد، بعد فهمیدم فرشته الهی بوده که به من سلام میداده است.
از جمله قضایای قبل از رسالت ایشان، به اصطلاح متکلمین «ارهاصات» است که همین داستان ملک هم جزء ارهاصات به شمار میآید. رؤیاهای فوق العاده عجیبی بوده که پیغمبر اکرم مخصوصاً در ایام نزدیک به رسالتش میدیده است.
میگوید: من خوابهایی میدیدم که «یأْتی مِثْلُ فَلَقِ الصُّبْحِ» مثل فجر، مثل صبح صادق، صادق و مطابق بود؛ اینچنین خوابهای روشن میدیدم. بعضی از رؤیاها از همان نوع وحی و الهام است، نه هر رؤیایی، نه رؤیایی که از معده انسان برمیخیزد، نه رؤیایی که محصول عقدهها، خیالات و توهمات پیشین است. جزء اولین مراحلی که پیغمبر اکرم برای الهام و وحی الهی در دوران قبل از رسالت طی میکرد، دیدن رؤیاهایی بود که به تعبیر خودشان مانند صبح صادق ظهور میکرد. گاهی خود خواب برای انسان روشن نیست، پراکنده است، و گاهی خواب روشن است ولی تعبیرش صادق
[١]. نهج البلاغه، خطبه ٢٣٤ (قاصعه) جو همانا خداوند از آغاز کودکی حضرت، بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را مأمور وی ساخته بود که او را به راه مکارم و محاسن اخلاق عالم میبردج.