مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧ - آزادی عقیده
بودند؟ [قبل از ظهور اسلام] یهودیها فرهنگ و ثقافت بالاتری از اعراب حجاز داشتند. اعراب حجاز مردمی بودند فوق العاده بیسواد و بیاطلاع. یهودیها که اهل کتاب بودند، سواد و معلوما ت بیشتری داشتند و لهذا فکر خودشان را به آنها تحمیل میکردند. طوری بود که حتی بت پرستان به اینها عقیده میورزیدند. ابن عباس میگوید در میان زنان اهل مدینه گاهی اتفاق میافتاد بعضی زنها که بچهدار نمیشدند نذر میکردند که اگر بچهای پیدا کنند او را به میان یهودیها بفرستند یهودی بشود. این اعتقاد را داشتند چون حس میکردند مذهب آنها از مذهب خودشان که بت پرستی است بالاتر است. و گاهی بچههای شیرخوارشان را نزد یهودیها میفرستادند تا به آنها شیر بدهند. آن بچههایی که اینها نذر کرده بودند یهودی بشوند، بدیهی است یهودی میشدند و به میان یهودیها میرفتند. بچههایی هم که یهودیها به آنها شیر میدادند قهراً اخلاق یهودیها را میگرفتند، مادر و برادر و خواهر رضاعی پیدا میکردند و با آنها آشنا میشدند و برخی از آنها یهودی میشدند. به هر حال یک عده بچه یهودی که پدر و مادرهایشان از انصار و از اوس و خزرج بودند وجود داشتند. وقتی که قرار شد بنی النضیر بروند، مسلمین گفتند ما نمیگذاریم بچه هایمان بروند. عدهای از بچهها که به دین یهود بودند گفتند ما با همدینانمان میرویم. مسألهای برای مسلمین شد. مسلمین گفتند ما هرگز نمیگذاریم اینها بچه هایمان را با خودشان ببرند و یهودی باقی بمانند، ولی خود بچهها برخی گفتند ما میخواهیم با همدینانمان برویم. آمدند خدمت پیغمبر اکرم: یا رسول اللَّه! ما نمیخواهیم بگذاریم بچه هایمان بروند. (آیه ظاهراً در آنجا نازل شد). پیغمبر اکرم فرمود: اجباری در کار نیست. بچههای شما اگر دلشان میخواهد، اسلام اختیار کنند؛ اگر نمیخواهند، اختیار با خودشان؛ میخواهند بروند بروند، دین امر اجباری نیست (لا اکراهَ فِی الدّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی فَمَنْ یکفُرْ بِالطّاغوتِ وَ یؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَک بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی) چون طبیعتِ ایمان اجبار و اکراه و خشونت را به هیچ شکل نمیپذیرد.
«فَذَکرْ انَّما انْتَ مُذَکرٌ. لَسْتَ عَلَیهِمْ بِمُصَیطِرٍ. الّا مَنْ تَوَلّی وَ کفَرَ فَیعَذِّبُهُ اللَّهُ