مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٦ - دو پرسش
ریاضت پرداخت تا در آن جهان به کار آید و یا باید متوجه زندگی و معاش بود تا در این جهان به کار آید. این است که رهبانیت بر ضد زندگی و بر ضد جامعه گرایی است، مستلزم کناره گیری از خلق و بریدن از مردم و سلب هرگونه مسؤولیت و تعهد از خود است.
اما زهد اسلامی در عین اینکه مستلزم انتخاب زندگی ساده و بیتکلف است و بر اساس پرهیز از تنعم و تجمل و لذت گرایی است، در متن زندگی و در بطن روابط اجتماعی قرار دارد و عین جامعه گرایی است، برای خوب از عهده مسؤولیتها برآمدن است و از مسؤولیتها و تعهدهای اجتماعی سرچشمه میگیرد.
فلسفه زهد در اسلام آن چیزی نیست که رهبانیت را به وجود آورده است. در اسلام مسأله جدا بودن حساب این جهان با آن جهان مطرح نیست. از نظر اسلام، نه خود آن جهان و این جهان از یکدیگر جدا و بیگانه هستند و نه کار این جهان با کار آن جهان بیگانه است. ارتباط دو جهان با یکدیگر از قبیل ارتباط ظاهر و باطن شئ واحد است، از قبیل پیوستگی دو رویه یک پارچه است، از قبیل پیوند روح و بدن است که چیزی است حد وسط میان یگانگی و دوگانگی. کار این جهان با کار آن جهان نیز عیناً همینطور است، بیشتر جنبه اختلاف کیفی دارد تا اختلاف ذاتی؛ یعنی آنچه بر ضد مصلحت آن جهان است بر ضد مصلحت این جهان نیز هست، و هرچه بر وفق مصالح عالیه زندگی این جهان است بر وفق مصالح عالیه آن جهان نیز هست. لهذا یک کار معین که بر وفق مصالح عالیه این جهان است اگر از انگیزههای عالی و دیدهای مافوق طبیعی و هدفهای ماوراء مادی خالی باشد، آن کار صرفاً دنیایی تلقی میشود و به تعبیر قرآن به سوی خدا بالا نمیرود اما اگر جنبه انسانی کار از هدفها و انگیزهها و دیدهای برتر و بالاتر از زندگی محدود دنیایی بهره مند باشد، همان کار کار آخرتی شمرده میشود.
زهد اسلامی که- چنانکه گفتیم- در متن زندگی قرار دارد، کیفیت خاص بخشیدن به زندگی است و از دخالت دادن پارهای ارزشها برای زندگی ناشی میشود. زهد اسلامی چنانکه از نصوص اسلامی برمیآید بر سه پایه اصلی که از ارکان جهان بینی اسلامی است استوار است.