مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٠ - اعترافات
معنی شعلهور داشت. با اصرار و ابرام از علی علیه السلام میخواهد سیمای کاملی از پارسایان ترسیم کند. علی از طرفی نمیخواهد جواب یأس بدهد و از طرفی میترسد همام تاب شنیدن نداشته باشد، لذا با چند جمله مختصر سخن را کوتاه میکند. اما همام راضی نمیشود بلکه آتش شوقش تیزتر میگردد؛ بیشتر اصرار میکند و او را سوگند میدهد. علی شروع به سخن کرد. در حدود ١٠٥ صفت [١] در این ترسیم گنجانید و هنوز ادامه داشت. اما هرچه سخن علی ادامه مییافت و اوج میگرفت، ضربان قلب همام بیشتر میشد و روح متلاطمش متلاطمتر میگشت و مانند مرغ محبوسی میخواست قفس تن را بشکند. ناگهان فریاد هولناکی جمع شنوندگان را متوجه خود کرد. فریادکننده کسی جز همام نبود. وقتی که بر بالینش رسیدند قالب تهی کرده و جان به جان آفرین تسلیم کرده بود.
علی فرمود: «من از همین میترسیدم. عجب! مواعظ بلیغ با دلهای مستعد چنین میکند؟!».
این بود عکس العمل معاصران علی در برابر سخنانش.
اعترافات
علی علیه السلام یگانه کسی است بعد از رسول خدا که مردم به حفظ و ضبط سخنانش اهتمام داشتند.
ابن ابی الحدید از عبد الحمید کاتب- که در فن نویسندگی ضرب المثل است [٢] و در اوایل قرن دوم هجری میزیسته است- نقل میکند که گفت: هفتاد خطبه از خطبههای علی علیه السلام را حفظ کردم و پس از آن ذهنم جوشید که جوشید.
علی الجندی نیز نقل میکند که از عبد الحمید پرسیدند: چه چیز تو را به این پایه از بلاغت رساند؟ گفت: «حفظ کلام الاصلع» [٣] از برکردن سخنان علی.
[١] به حسب آنچه من شخصاً شمردهام، اگر در عدد اشتباه نکرده باشم.[٢] وی کاتب مروان بن محمد آخرین خلیفه اموی است. ایرانی الاصل و استاد ابن مقفّع دانشمند و نویسنده معروف است. دربارهاش گفتهاند: نویسندگی با عبد الحمید آغاز شد و با ابن العمید پایان یافت.
ابن العمید وزیر آل بویه بود.
[٣]. اصلع یعنی کسی که موی جلو سرش ریخته است. عبد الحمید با اینکه عملًا فضیلت و کمال مولی را اعتراف میکند، به حکم وابستگی اموی نام آن حضرت را با تعبیر طنزآمیزی میآورد.