مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٦ - منطق نهج البلاغه
نیز جاری میگردد و دیگران را درباره او متعهد میکند.
چنانکه ملاحظه میفرمایید، در این بیان همه سخن از خداست و حق و عدالت و تکلیف و وظیفه، اما نه به این شکل که خداوند به بعضی از افراد مردم فقط حق اعطاء فرموده است و آنها را تنها در برابر خود مسؤول قرار داده است و برخی دیگر را از حقوق محروم کرده، آنان را در مقابل خودش و صاحبان حقوق، بی حد و نهایت مسؤول قرار داده است و در نتیجه عدالت و ظلم میان حاکم و محکوم مفهوم ندارد.
و هم در آن خطبه میفرماید:
وَ لَیسَ امْرُؤٌ وَ انْ عَظُمَتْ فِی الْحَقِّ مَنْزِلَتُهُ وَ تَقَدَّمَتْ فِی الدّینِ فَضیلَتُهُ بِفَوْقِ انْ یعانَ عَلی ما حَمَّلَهُ اللَّهُ مِنْ حَقِّهِ، وَلَا امْرُؤٌ وَ انْ صَغَّرَتْهُ النُّفوسُ وَاقْتَحَمَتْهُ الْعُیونُ بِدونِ انْ یعینَ عَلی ذلِک اوْ یعانَ عَلَیهِ.
هیچ کس (هر چند مقام و منزلتی بزرگ و سابقهای درخشان در راه حق و خدمت به دین داشته باشد) در مقامی بالاتر از همکاری و کمک به او در ادای وظایفش نمیباشد، و هیچ کس هم (هر اندازه مردم او را کوچک بشمارند و چشمها او را خرد ببینند) در مقامی پایینتر از همکاری و کمک رساندن و کمک گرفتن نیست.
و نیز در همان خطبه میفرماید:
فَلا تُکلِّمونی بِما تُکلَّمُ بِهِ الْجَبابِرَةُ وَ لا تَتَحَفَّظوا مِنّی بِما یتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ اهْلِ الْبادِرَةِ، وَلَا تُخالِطونی بِالْمُصانَعَةِ وَلا تَظُنّوا بِی اسْتِثْقالًا فی حَقٍّ قیلَ لی وَ لَا الِتماسَ اعْظامٍ لِنَفْسی، فَانَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ انْ یقالَ لَهُ اوِالْعَدْلَ انْ یعْرَضَ عَلَیهِ کانَ الْعَمَلُ بِهِما اثْقَلَ عَلَیهِ، فَلا تَکفّوا عَنْ مَقالَةٍ بِحَقٍّ اوْ مَشْوَرَةٍ بِعَدْلٍ.
با من آن سان که با جباران و ستمگران سخن میگویند سخن نگویید؛ القاب پرطنطنه برایم به کار نبرید؛ آن ملاحظه کاریها و موافقتهای مصلحتی که در برابر مستبدان اظهار میدارند، در برابر من اظهار مدارید؛ با من به سبک