مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٨ - ممیزات خوارج
جویا شد. گفت: نه روز برایش غذایی بردم و نه شب برایش فراشی گستردم. روز را روزه بود و شب را به عبادت میگذرانید [١] هر گامی که برمیداشتند از عقیده منشأ میگرفت و در تمام افعال، مسلکی بودند. در راه پیشبرد عقاید خود میکوشیدند.
علی علیه السلام در باره آنان میفرماید:
لا تَقْتُلُوا الْخَوارِجَ بَعْدی فَلَیسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَاخْطأَهُ کمَنْ طَلَبَ الْباطِلَ فَادْرَکهُ [٢].
خوارج را از پس من دیگر نکشید، زیرا آن کس که حق را میجوید و خطا رود همانند آن کس نیست که باطل را میجوید و آن را مییابد.
یعنی اینها با اصحاب معاویه تفاوت دارند. اینها حق را میخواهند ولی در اشتباه افتادهاند، اما آنها از اول حقه باز بودهاند و مسیرشان مسیر باطل بوده است. بعد از این، اگر اینها را بکشید به نفع معاویه است که از اینها بدتر و خطرناکتر است.
قبل از آنکه سایر خصیصههای خوارج را بیان کنیم لازم است یک نکته را در اینجا- که سخن از قدس و تقوا و زاهدمآبی خوارج است- یادآوری کنیم و آن اینکه یکی از شگفتیها و برجستگیها و فوق العادگیهای تاریخ زندگی علی که مانندی برای آن نمیتوان پیدا کرد همین اقدام شجاعانه و تهوّرآمیز او در مبارزه با این مقدس خشکههای متحجّر و مغرور است.
علی بر روی مردمی اینچنین ظاهرالصلاح و آراسته، قیافههای حق به جانب، ژنده پوش و عبادت پیشه، شمشیر کشید و همه را از دم شمشیر گذرانده است. ما اگر به جای اصحاب او بودیم و قیافههای آنچنانی را میدیدیم، مسلماً احساساتمان برانگیخته میشد و علی را به اعتراض میگرفتیم که آخر شمشیر به روی اینچنین مردمی کشیدن؟!.
از درسهای بسیار آموزنده تاریخ تشیع خصوصاً و جهان اسلام عموماً، همین
[١] کامل مبرّد، ج ٢/ ص ١١٦.[٢] نهج البلاغه، خطبه ٦٠.