مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥ - سیری در سخنان رسول اکرم
امتیاز قائل شده است.
من اگر اینجا بنشینم و فقط شما بروید کار کنید، پس برای خودم نسبت به شما امتیاز قائل شدهام. خدا دوست ندارد که بندهای خودش را به چنین وضعی در بیاورد [١] ببینید چقدر عمیق است!.
این مسأله به اصطلاح امروز «اعتماد به نفس» در مقابل اعتماد به انسانهای دیگر، حرف درستی است، البته نه در مقابل اعتماد به خدا. اعتماد به نفس سخن بسیار درستی است؛ یعنی اتّکال به انسان دیگر نداشتن، کار خود را تا جایی که ممکن است خود انجام دادن و از احدی تقاضا نکردن.
ببینید این تربیتها چقدر عالی است! این «بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَکارِمَ الْاخْلاق» معنیاش چیست؟ باز اصحابش نقل کردهاند [٢] که در یکی از مسافرتها در منزلی فرود آمدیم.
همه متفرق شدند برای اینکه تجدید وضویی کنند و آماده نماز بشوند. دیدیم که پیغمبر اکرم بعد از آنکه از مرکب پایین آمد، طرفی را گرفت و رفت. مقداری که دور شد، ناگهان برگشت. اصحاب با خود فکر میکنند که پیغمبر برای چه بازگشت؟ آیا از تصمیم اینکه امروز اینجا بمانیم منصرف شده است؟ همه منتظرند ببینند آیا فرمان میدهد که حرکت کنید برویم. ولی میبینند پیامبر چیزی نمیگوید. تا به مرکبش میرسد. بعد، از آن خورجین یا توبره روی آن، زانوبند شتر را در میآورد، زانوی شترش را میبندد و دوباره به همان طرف راه میافتد. اصحاب با تعجب گفتند:
پیامبر برای چنین کاری آمد؟! این که کار کوچکی بود! اگر از آنجا صدا میزد: آی فلان کس! برو زانوی شتر مرا ببند، همه با سر میدویدند. گفتند: یا رسول اللَّه! میخواستید به ما امر بفرمایید. به هرکدام ما امر میفرمودید، با کمال افتخار این کار را انجام میداد. ببینید سخن، در چه موقع و در چه محل و چقدر عالی است! فرمود:
«لا یسْتَعِنْ احَدُکمْ مِنْ غَیرِهِ وَلَوْ بِقُضْمَةٍ مِنْ سِواک» تا میتوانید در کارها از دیگران کمک نگیرید ولو برای خواستن یک مسواک. آن کاری را که خودت میتوانی انجام بدهی، خودت انجام بده. نمیگوید کمک نگیر و از دیگران استمداد نکن ولو در
[١] این داستان در کتب شیعه هست. مرحوم حاج شیخ عباس قمی (رضوان اللَّه علیه) آن را در چندین کتاب خودش نقل کرده است.[٢] این را هم مرحوم حاج شیخ عباس قمی (رضوان اللَّه علیه) نقل کرده است. البته دیگران هم نقل کردهاند.