مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٧ - مواد قرارداد
نیست، عدهای از شیعیان آمدند به امام حسن عرض کردند: دیگر الآن این قرارداد صلح کأن لم یکن است- و راست هم میگفتند زیرا معاویه آن را نقض کرد- و بنابراین شما بیایید قیام کنید. فرمود: نه، قیام برای بعد از معاویه؛ یعنی کمی بیش از این باید به اینها مهلت داد تا وضع خودشان را خوب روشن کنند، آن وقت وقتِ قیام است. معنی این جمله این است که اگر امام حسن تا بعد از معاویه زنده میبود و در همان موقعی قرار میگرفت که امام حسین قرار گرفت، قطعاً قیام میکرد.
بنابراین از نظر هر سه عاملی که انگیزههای صحیح و مشروع و جدی قیام امام حسین بود، وضع امام حسن با وضع امام حسین کاملًا متفاوت و متغایر بود. از او تقاضای بیعت میکردند و از این بیعت نمیخواستند. (خود بیعت کردن یک مسألهای است.) برای امام حسین از ناحیه مردم کوفه اتمام حجتی شده بود و مردم میگفتند کوفه دیگر بعد از بیست سال بیدار شده است، کوفه بعد از بیست سالِ معاویه غیر از کوفه قبل از بیست سال است، اینها دیگر قدرشناس علی شدهاند، قدرشناس امام حسن شدهاند، قدرشناس امام حسین شدهاند، نام امام حسین که در میان مردم کوفه برده میشود اشک میریزند، دیگر درختها میوه دادهاند و زمینها سرسبز شده است، بیا که آمادگی کامل است. این دعوتها برای امام حسین اتمام حجت بود. برای امام حسن بر عکس بود؛ هرکس وضع کوفه را مشاهده میکرد میدید کوفه هیچ آمادگی ندارد. مسأله سوم مسأله فساد عملی حکومت است.
(فساد حاکم را عرض نمیکنم؛ فساد حاکم یک مطلب است، فساد عمل حکومت مطلب دیگری است.) معاویه هنوز در زمان امام حسن دست به کار نشده است تا ماهیتش آشکار گردد و تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر زمینهای [برای قیام موجود] باشد یا به اصطلاح تکلیفی بالفعل به وجود آید، ولی در زمان امام حسین صددرصد اینچنین بود.
مواد قرارداد
حال من مقداری از مواد قرارداد را برایتان میخوانم تا ببینید وضع قرارداد چگونه بوده است. مواد قرارداد را به این شکل نوشتهاند: