مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧ - داستان داوود علیه السلام و مسأله استخدام وسیله
خشونت مطالبه میکند: «فَقالَ اکفِلْنیها وَ عَزَّنی فِی الْخِطابِ» [١]. قرآن همین مقدار نقل میفرماید که شاکی چنین اظهار داشت، و دیگر نقل نمیکند که دیگری از خودش دفاع کرد یا نکرد. بعد میفرماید که داوود گفت: «لَقَدْ ظَلَمَک بِسُؤالِ نَعْجَتِک الی نِعاجِهِ وَ انَّ کثیراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَیبْغی بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ» او با این کارش به تو ستم کرده است.
بله بسیاری از افراد، شرکا، افرادی که با یکدیگر نزدیکند و اختلافی با هم دارند، بعضی به بعضی دیگر ظلم میکنند. بعد قرآن میگوید که داوود «ظَنَ»- که گفتهاند به معنای «عَلِمَ» است- دانست که این از طرف ما امتحانی بوده است: «وَظَنَّ داودُ انَّما فَتَنّاهُ» [٢] که ما مورد ابتلا و امتحانش قرار دادهایم، پس به تضرّع و توبه و استغفار افتاد، و خدا هم توبه او را پذیرفت. قرآن بیش از این مطلب را بیان نکرده است.
در اینجا دو سؤال مطرح است: یکی اینکه آنهایی که نزد داوود آمدند که بودند؟
آیا واقعاً انسانهایی بودند و این داستان هم داستان واقعی بود؟ واقعاً انسانهایی بودند و یکی از آنها گوسفندان زیادی داشت و دیگری یکی داشت و آن که زیاد داشت میخواست مال آن دیگری را هم ببرد و بعد او شکایت کرد و داوود قضاوت نمود؟
یا نه، اینها اساساً انسان نبودند، فرشتگانی بودند که خدا برای امتحان داوود فرستاد، و چون فرشته بودند موضوع حقیقت نداشت؛ یعنی واقعاً گوسفندی در کار نبود، دو برادری نبودند، تعدی و تجاوزی نبود بلکه اینها به امر خدا آمدند این صحنه را برای امتحان داوود و به تعبیر آنها برای تنبّه داوود ساختند، داوود هم ناگهان متوجه شد و به استغفار افتاد. و اگر اینها فرشته بودند، چرا آمدند تا سبب بیداری داوود بشوند؟.
در اینجا روایاتی از اهل تسنن بالخصوص هست و نمیدانم در شیعه هم هست یا نه، ولی تفسیر المیزان از مجمع البیان نقل میکند، که مجمع خلاصه اینها را ذکر کرده و تکذیب و رد نموده است. به هر حال روایت اگر ضعیف باشد، فرق نمیکند مال شیعه باشد یا سنّی. در بعضی از روایات آمده است که این داستان چنین بوده است که داوودِ پیغمبر زنان متعددی در خانه داشت، در عین حال در جریانی [شیفته زنی شد]. جریان این بود که داوود در محرابش عبادت میکرد، شیطان ابتدا به صورت یک مرغ زیبا در آن کوّه یعنی روزنهای که در آن جایگاه عبادت وجود داشت ظاهر
[١] [و گوید آن را به من واگذار، و در گفتگو و مجادله با من خشونت کرده است.][٢] ص/ ٢٣ و ٢٤.