مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣ - ابلاغ به عقل و فکر
فقط این است که مطلب را به گوش مردم برسانند و همین کافی است؟ به چشم مردم ابلاغ شده باشد کافی است؟ نه، بالاتر از ابلاغ به حس و ابلاغ به چشم یا گوش مثلًا، ابلاغ به عقل و فکر است؛ یعنی مطلب را آنچنان بیان کردن که تا عقل نفوذ کند. آنچه که به چشم انسان میآید کافی نیست که عقل هم بپذیرد. آنچه که به گوش انسان میرسد کافی نیست که عقل هم بپذیرد. آن ابزاری که یک پیام را به عقل میرساند، صوت یا شکل یا کتابت نیست، چیز دیگر است. عقل دروازه خودش را بسته است و جز با ابزار و مَرکب برهان و استدلال و به تعبیر قرآن «حکمت» پیامی را در خودش نمیپذیرد. پیغمبران میخواهند سخن خودشان را در درجه اول به عقلها ابلاغ کنند. اگر میبینید مسیحیت بر ضد این سخن قیام کرده است و میگوید کار ایمان با عقل ارتباط ندارد، این در اثر تحریف مسیحیت است. مسیح اصلی هرگز چنین سخنی نمیگوید. مسیح اصلی نه تثلیث گفت و نه بعد از اینکه دید تثلیث با هیچ عقلی جور در نمیآید و عقل دروازه خودش را بر روی تثلیث بسته است و به هیچ وجه راه نمیدهد گفت: ایمان حسابش از عقل جداست، منطقه ایمان برای عقل منطقه ممنوعه است، عقل حق مداخله ندارد! این مربوط به تحریف مسیحیت است.
هیچ پیغمبری چنین سخنی نمیگوید. ولی قرآن- که آنچه حقیقت است از همه پیغمبران، در آن آمده است با اضافاتی- میگوید:
«ادْعُ الی سَبیلِ رَبِّک بِالْحِکمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ.» [١].
اولین چیزی که بیان میکند حکمت است: مردم را به راه پروردگارت بخوانای داعی الی اللَّه.
«یا ایهَا النَّبِی انّا ارْسَلْناک شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً.» [٢].
تو را فرستادهایم که گواه این امت باشی (حالا گواه به هر معنا که بخواهد باشد که
[١] نحل/ ١٢٥.[٢] احزاب/ ٤٥.