مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٢ - آیا تکامل از خود بی خود شدن است؟
خود بیخود شدن است؟ آیا هر موجودی یا باید خودش خودش بماند و یا باید راه تکامل پیش گیرد؟ پس انسان یا باید انسان بماند و یا متحول و متکامل گردد و تبدیل به غیر انسان گردد؟.
پاسخ این است که حرکت و تکامل واقعی یعنی حرکت شئ به سوی غایت و کمال طبیعی خود و به تعبیر دیگر حرکت از راه مستقیم طبیعت و خلقت به هیچ وجه مستلزم این نیست که خود واقعی آن موجود تبدیل به خود دیگر گردد.
آنچه خود واقعی یک موجود را تشکیل میدهد «وجود» اوست نه ماهیتش.
تغییر ماهیت و نوعیت به هیچ وجه مستلزم تبدیل خود به ناخود نیست.
صدرالمتألهین که قهرمان این مسأله است تصریح میکند که انسان نوعیت مشخص ندارد و مدعی است که هر موجود متکامل در مراتب تکامل، «انواع» است نه نوع.
رابطه یک وجود ناقص با غایت و کمال طبیعی خود رابطه یک شئ با یک شئ بیگانه نیست بلکه رابطه خود با خود است، رابطه خود ضعیف است با خود واقعی.
آنجا که شئ به سوی کمال واقعی خود در حرکت است، از خود به سوی خود حرکت میکند و به تعبیری میتوان گفت از ناخود به خود حرکت میکند. تخم گیاهی که در زمین میشکافد و از زمین میدمد و رشد میکند، ساقه و شاخه و برگ و گل میدهد، از خود به سوی ناخود نرفته است؛ اگر خودآگاه میبود و به غایت خویش شاعر میبود، احساس ازخودبیگانگی نمیکرد.
این است که عشق به کمال واقعی عشق به خود برتر است و عشق ممدوح خودخواهی ممدوح است.
شیخ اشراق رباعی لطیفی دارد، میگوید:
هان تا سر رشته خرد گم نکنی | خود را ز برای نیک و بد گم نکنی | |