مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٧ - سه اصل یا سه پایه زهد اسلامی
سه اصل یا سه پایه زهد اسلامی
١. بهره گیریهای مادی از جهان و تمتعات طبیعی و جسمانی، تنها عامل تأمین کننده خوشی و بهجت سعادت انسان نیست. برای انسان به حکم سرشت خاص، یک سلسله ارزشهای معنوی مطرح است که با فقدان آنها تمتعات مادی قادر به تأمین بهجت و سعادت نیست.
٢. سرنوشت سعادت فرد از سعادت جامعه جدا نیست. انسان از آن جهت که انسان است، یک سلسله وابستگیهای عاطفی و احساس مسؤولیتهای انسانی در باره جامعه دارد که نمیتواند فارغ از آسایش دیگران آسایش و آرامش داشته باشد.
٣. روح در عین نوعی اتحاد و یگانگی با بدن در مقابل بدن اصالت دارد، کانونی است در برابر کانون جسم، منبع مستقلی است برای لذات و آلام. روح نیز به نوبه خود بلکه بیش از بدن نیازمند به تغذیه و تهذیب و تقویت و تکمیل است. روح از بدن و سلامت آن و نیرومندی آن بینیاز نیست، اما بدون شک غرقه شدن در تنعمات مادی و اقبال تمام به لذت گرایی جسمانی مجال و فراغتی برای بهره برداری از کانون روح و منبع بیپایان ضمیر باقی نمیگذارد و در حقیقت نوعی تضاد میان تمتعات روحی و تمتعات مادی (اگر به صورت غرقه شدن و محو شدن و فانی شدن در آنها باشد) وجود دارد.
مسأله روح و بدن مسأله رنج و لذت نیست؛ چنین نیست که هرچه مربوط به روح است رنج است و هرچه مربوط به بدن است لذت. لذات روحی بسی صافتر، عمیقتر، بادوامتر از لذات بدنی است. روآوری یکجانبه به تمتعات مادی و لذات جسمانی، در حاصل جمع از خوشی و لذت و آسایش واقعی بشر میکاهد. لهذا آنگاه که میخواهیم به زندگی رو آوریم و از آن بهره بگیریم و بدان رونق و صفا و شکوه و جلال ببخشیم و آن را دلپسند و زیبا سازیم، نمیتوانیم از جنبههای روحی صرف نظر کنیم.
با توجه به این سه اصل است که مفهوم زهد اسلامی روشن میشود، و با توجه به این سه اصل است که روشن میگردد چگونه اسلام رهبانیت را طرد میکند اما زهدگرایی را در عین جامعه گرایی و در متن زندگی و در بطن روابط اجتماعی میپذیرد. در فصول بعد، نصوص اسلامی را بر اساس این سه اصل در مورد زهد توضیح میدهیم.