مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٨ - خودیابی و خدایابی
خودیابی و خدایابی
بازیافتن خود علاوه بر این دو جهت، یک شرط دیگر هم دارد و آن شناختن و بازیافتن علت و خالق و موجد خود است؛ یعنی محال است که انسان بتواند خود را جدا از علت و آفریننده خود به درستی درک کند و بشناسد. علت واقعی هر موجود مقدم بر وجود اوست، از خودش به خودش نزدیکتر است.
«وَ نَحْنُ اقْرَبُ الَیهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ.» [١].
«وَ اعْلَموا انَّ اللَّهَ یحولُ بَینَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ.» [٢].
عرفای اسلامی روی این مطلب تکیه فراوان دارند که معرفة النفس و معرفة اللَّه از یکدیگر جدا نیست؛ شهود کردن نفس آنچنانکه هست- که به تعبیر قرآن «دم الهی» است- ملازم است با شهود ذات حق. عرفا حکما را در مسائل معرفة النفس سخت تخطئه میکنند و گفتههای آنها را کافی نمیدانند.
یکی از سؤالات منظوم که از خراسان برای شیخ محمود شبستری آمد و او پاسخ آنها را به نظم گفت و گلشن راز از آنها به وجود آمد، در همین زمینه است. سؤال کننده میپرسد:
که باشم من؟ مرا از من خبر کن | چه معنی دارد اندر خود سفر کن؟ | |