مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩ - نُصح یا خلوص سخن
یعنی دروغ. پس خوب است ما در اصطلاحات دینی خودمان کلمه «تبلیغ» را به کار نبریم! گفتم چرا؟! تبلیغ، اصطلاحی است که در قرآن آمده، بلاغ در قرآن آمده. وقتی یک اصطلاح، یک معنی صحیح و درست دارد، ما نباید به دلیل اینکه تحریفی در جامعه شده و معنی دیگری پیدا کرده آن را به کار نبریم. ما معنی خودمان را استعمال میکنیم و هم میگوییم که در قرآن و اساساً در لغت اصلی معنی تبلیغ چیست. تبلیغ یعنی رساندن پیام.
پس قرآن، هم کلمه «بلاغ» را به کار برده است و هم گفته است «بلاغ مبین»، آشکار و آشکارکننده. آن دعوت کنندهای، آن داعی و آن مبلّغی در هدف خودش به نتیجه میرسد که بلاغش مبین باشد، بیانش در عین اینکه در اوج حقایق است ساده باشد، روشن باشد، عمومی فهم باشد، مردم حرفش را بفهمند و درک کنند. آن آدمی که قلمبه سلمبه حرف میزند و مردم هم در آخر به به میگویند [بلاغش بلاغ مبین نیست.] گفت [شخصی بعد از بلند شدن از پای سخن یک سخنران] خیلی به به میگفت که نمیدانید چقدر خوب بود! از او پرسیدند بسیار خوب، خوب بود، چه گفت؟ گفت: من که نفهمیدم. پس چه چیزش خوب بود؟!.
در سخن، اساس مطلب این است که مستمع وقتی که بلند میشود چیزی فهمیده باشد. بزرگترین یا یکی از شرایط داعی و مبلّغ این است که مستمع وقتی که برمیخیزد با دامنی پر برخیزد، واقعاً مطلبی را فهمیده باشد، و این از توانایی داعی و مبلّغ است. بعضی خیال میکنند اگر کسی حرفهایش طوری بود که نفهمیدند پس او خیلی حرفهایش [عالی است]. نه، اینجور نیست. پیغمبر هم اگر جایی صحبت میکرد، در اوجی میگفت که بعد از چهارصد سال افراد به معانیی برخورد میکردند که قبلیها نفهمیده بودند، ولی تمام آنهایی هم که در مجلس پیغمبر نشسته بودند به اندازه خودشان میفهمیدند. خطبههای علی با آن اوجی که دارد، در عین حال خطبههایی است که همان کسانی هم که در مجلس نشسته بودند به اندازه ظرفیت خودشان از این سخنان استفاده میکردند و میفهمیدند.
نُصح یا خلوص سخن
در قرآن راجع به ابلاغ و دعوت، کلمه «نُصح» از زبان داعیان الهی زیاد آمده است. نصح یعنی خیرخواهی به معنی خلوص، چون نصح در لغت عرب در مقابل