مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢١ - علی علیه السلام و صلح
آیا اسلام دین جنگ است یا دین صلح؟ اگر دین صلح است، تا آخر باید آن روش را ادامه میدادند و میگفتند اساساً جنگ کار دین نیست، کار دین فقط دعوت است، تا هر جا که پیش رفت رفت، هر جا هم نرفت نرفت؛ و اگر اسلام دین جنگ است پس چرا در سیزده سال مکه به هیچ وجه اجازه ندادند که مسلمین حتی از خودشان دفاع کنند، دفاع خونین؛ یا اینکه نه، اسلام، هم دین صلح [١] است و هم دین جنگ، در یک شرایطی نباید جنگید و در یک شرایطی باید جنگید. باز ما حضرت رسول را میبینیم که در همان دوره مدینه هم در یک مواقعی با مشرکین یا با یهود و نصاری میجنگد و در یک مواقع دیگر حتی با مشرکین قرارداد صلح میبندد، همچنانکه در حدیبیه با همین مشرکین مکه که الَدُّ الخصام پیغمبر بودند و از همه دشمنهای پیغمبر سرسختتر بودند، علیرغم تمایل تقریباً عموم اصحابش قرارداد صلح امضا کرد. باز در مدینه میبینیم پیغمبر با یهودیان مدینه قرارداد عدم تعرض امضا میکند. این حساب چه حسابی است؟
علی علیه السلام و صلح
همچنین ما میبینیم امیرالمؤمنین در یک جا میجنگد، در جای دیگر نمیجنگد. بعد از پیغمبر اکرم که مسأله خلافت پیش میآید و خلافت را دیگران میگیرند و میبرند، علی در آنجا نمیجنگد، دست به شمشیر نمیزند و میگوید من مأمور هستم که نجنگم و نباید بجنگم، و هر مقدار هم که از دیگران خشونت میبیند، نرمش نشان میدهد، به طوری که یک وقت تقریباً مورد سؤال و اعتراض حضرت زهرا قرار گرفت که فرمود:«ما لَک یا ابْنَ ابی طالِبٍ اشْتَمَلْتَ شَمْلَةَ الْجَنینِ وَ قَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنینِ» [٢] پسر ابوطالب! چرا مثل جنینِ در رحم، دست و پایت را جمع کرده و همین جور یک گوشه نشستهای، و مثل اشخاصی که متهم هستند و خجالت میکشند از خانه بیرون بروند در خانه نشستهای؟ تو همان مردی هستی که در میدانهای جنگ شیران از جلوی تو فرار میکردند، حالا این شغالها بر تو مسلط شدهاند؟! چرا؟ که بعد حضرت توضیح میدهد که آنجا وظیفه من آن بوده، اکنون وظیفه من این است.
[١] صلح به معنی اعم، یعنی ترک جنگ.[٢] احتجاج طبرسی، ج ١/ ص ١٠٧.