مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦ - اختلاف انسانها در جذب و دفع
جذب میکند و آن که نه تنها خلأی را پر نمیکند بلکه بر خلأها میافزاید انسانها را از خود طرد میکند و بیتفاوتها هم همچو سنگی در کناری.
اختلاف انسانها در جذب و دفع
افراد از لحاظ جاذبه و دافعه نسبت به افراد دیگر انسان، یکسان نیستند بلکه به طبقات مختلفی تقسیم میشوند:
١. افرادی که نه جاذبه دارند و نه دافعه؛ نه کسی آنها را دوست و نه کسی دشمن دارد، نه عشق و علاقه و ارادت [کسی] را برمیانگیزند و نه عداوت و حسادت و کینه و نفرت کسی را، بی تفاوت در بین مردم راه میروند، مثل این است که یک سنگ در میان مردم راه برود.
این، یک موجود ساقط و بیاثر است. آدمی که هیچ گونه نقطه مثبتی در او وجود ندارد (مقصود از مثبت تنها جهت فضیلت نیست، بلکه شقاوتها نیز در اینجا مقصود است) نه از نظر فضیلت و نه از نظر رذیلت، حیوانی است، غذایی میخورد و خوابی میرود و در میان مردم میگردد همچون گوسفندی که نه دوست کسی است و نه دشمن کسی، و اگر هم به او رسیدگی کنند و آب و علفش دهند برای این است که در موقع از گوشتش استفاده کنند. او نه موج موافق ایجاد میکند و نه موج مخالف. اینها یک دسته هستند: موجودات بیارزش و انسانهای پوچ و تهی، زیرا انسان نیاز دارد که دوست بدارد و او را دوست بدارند و هم میتوانیم بگوییم نیاز دارد که دشمن بدارد و او را دشمن بدارند.
٢. مردمی که جاذبه دارند اما دافعه ندارند؛ با همه میجوشند و گرم میگیرند و همه مردم از همه طبقات را مرید خود میکنند؛ در زندگی همه کس آنها را دوست دارد و کسی منکر آنان نیست، وقتی هم که بمیرند مسلمان با زمزمشان میشوید و هندو بدن آنها را میسوزاند.
چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی | مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند | |