مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨ - اختلاف انسانها در جذب و دفع
در حقیقت دافعهای است که عدهای را به مبارزه برمیانگیزد و عدهای را طرد میکند.
اسلام نیز قانون محبت است. قرآن، پیغمبر اکرم را «رحمة للعالمین» معرفی میکند:
وَ ما ارْسَلْناک الّا رَحْمَةً لِلْعالَمینَ [١].
نفرستادیم تو را مگر که مهر و رحمتی باشی برای جهانیان.
یعنی نسبت به خطرناکترین دشمنانت نیز رحمت باشی و به آنان محبت کنی [٢] اما محبتی که قرآن دستور میدهد آن نیست که با هر کسی مطابق میل و خوشایند او عمل کنیم، با او طوری رفتار کنیم که او خوشش بیاید و لزوماً به سوی ما کشیده شود. محبت این نیست که هر کسی را در تمایلاتش آزاد بگذاریم و یا تمایلات او را امضا کنیم. این محبت نیست بلکه نفاق و دورویی است. محبت آن است که با حقیقت توأم باشد. محبت خیر رساندن است و احیاناً خیر رساندنها به شکلی است که علاقه و محبت طرف را جلب نمیکند. چه بسا افرادی که انسان از این رهگذر به آنها علاقه میورزد و آنها چون این محبتها را با تمایلات خویش مخالف میبینند به جای قدردانی دشمنی میکنند. بعلاوه محبت منطقی و عاقلانه آن است که خیر و مصلحت جامعه بشریت در آن باشد نه خیر یک فرد و یا یک دسته بالخصوص. بسا خیر رساندنها و محبت کردنها به افراد که عین شر رساندن و دشمنی کردن با اجتماع است.
در تاریخ مصلحین بزرگ، بسیار میبینیم که برای اصلاح شؤون اجتماعی
[١] انبیاء/ ١٠٧.[٢] بلکه او نسبت به همه چیز مهر میورزید حتی حیوانات و جمادات، و لذا در سیره او میبینیم که تمام آلات و ابزار زندگیاش اسمی خاص داشت، اسبها و شمشیرها و عمامه هایش همه اسمی خاص داشتند و این نیست جز اینکه موجودات، همگان مورد ابراز محبت و عشق او بودند و گویی برای همه چیز شخصیتی قائل بود. تاریخ این روش را در مورد انسانی غیر او سراغ ندارد و در حقیقت این روش حکایت میکند که او سمبل عشق و محبت انسانی بوده است. وقتی از کنار کوه احد میگذشت، با چشمان پرفروغ و نگاه از محبت لبریزش احد را مورد عنایت خویش قرار داد و گفت: «جَبَلٌ یحِبُّنا وَ نُحِبُّهُ» کوهی است که ما را دوست دارد و ما نیز آن را دوست داریم.
انسانی که کوه و سنگ نیز از مهر او بهرهمند است.