مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٨ - تقوا مصونیت است
لایمْنَعُ اهْلَهُ وَ لا یحْرِزُ مَنْ لَجَأَ الَیهِ. الا وَ بِالتَّقْوی تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطایا [١].
بندگان خدا! بدانید که تقوا حصار و بارویی بلند و غیرقابل تسلط است، و بی تقوایی و هرزگی حصار و بارویی پست است که مانع و حافظ ساکنان خود نیست و آن کس را که به آن پناه ببرد حفظ نمیکند. همانا با نیروی تقوا نیش گزنده خطاکاریها بریده میشود.
علی علیه السلام در این بیان عالی خود گناه و لغزش را که به جان آدمی آسیب میزند، به گزندهای از قبیل مار و عقرب تشبیه میکند؛ میفرماید نیروی تقوا نیش این گزندگان را قطع میکند.
علی علیه السلام در برخی از کلمات تصریح میکند که تقوا مایه اصلی آزادیهاست؛ یعنی نه تنها خود قید و بند و مانع آزادی نیست، بلکه منبع و منشأ همه آزادیهاست.
در خطبه ٢٢١ میفرماید:
فَانَّ تَقْوَی اللَّهِ مِفْتاحُ سَدادٍ وَ ذَخیرَةُ مَعادٍ وَ عِتْقٌ مِنْ کلِّ مَلَکةٍ وَ نَجاةٌ مِنْ کلِّ هَلَکةٍ.
همانا تقوا کلید درستی و توشه قیامت و آزادی از هر بندگی و نجات از هر تباهی است.
مطلب روشن است؛ تقوا به انسان آزادی معنوی میدهد، یعنی او را از اسارت و بندگی هوا و هوس آزاد میکند، رشته آز و طمع و حسد و شهوت و خشم را از گردنش برمیدارد و به این ترتیب ریشه رقّیتها و بردگیهای اجتماعی را از بین میبرد. مردمی که بنده و برده پول و مقام و راحت طلبی نباشند، هرگز زیر بار اسارتها و رقّیتهای اجتماعی نمیروند.
در نهج البلاغه در باره آثار تقوا زیاد بحث شده است و ما لزومی نمیبینیم در باره همه آنها بحث کنیم. منظور اصلی این است که مفهوم حقیقی تقوا در مکتب نهج البلاغه روشن شود تا معلوم گردد که اینهمه تأکید نهج البلاغه بر روی این کلمه
[١]. نهج البلاغه، خطبه ١٥٧.