مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣ - اصل قدرت و اصل اعمال زور
در یک مواردی اعمال زور را اجازه میداد، آنجایی که هیچ راه دیگری باقی نمانده بود. به تعبیر معروف، میگویند: «آخِرُ الدَّواءِ الْکی». به عنوان آخرالدواء اجازه میداد. حال تعبیری از امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
علی جملهای درباره پیغمبر اکرم دارد که در نهج البلاغه است و سیره پیغمبر را در یک قسمت بیان میکند. میفرماید:«طبیبٌ» پیغمبر پزشکی بود برای مردم. البته معلوم است که مقصود پزشک بدن نیست که مثلًا برای مردم نسخه گل گاوزبان میداد، بلکه مقصود پزشک روان و پزشک اجتماع است.«طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ». در اولین تشبیه که او را به طبیب تشبیه میکند، میخواهد بگوید روش پیغمبر روش یک طبیب معالج با بیماران خودش بود. یک طبیب معالج با بیمار چگونه رفتار میکند؟ از جمله خصوصیات طبیب معالج نسبت به بیمار، ترحم به حال بیمار است کما اینکه خود علی علیه السلام در نهج البلاغه میفرماید:
وَ انَّما ینْبَغی لِاهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنوعِ الَیهِمْ فِی السَّلامَةِ انْ یرْحَموا اهْلَ الذُّنوبِ وَ الْمَعْصِیةِ [١].
اشخاصی که خدا به آنها توفیق داده که پاک ماندهاند، باید به بیماران معصیت ترحم کنند.
گنهکاران لایق ترحماند. یعنی چه؟ آیا چون لایق ترحماند پس چیزی به آنها نگوییم؟ یا نه، اگر مریض لایق ترحم است یعنی فحشش نده و بیتفاوت هم نباش، معالجهاش کن. پیغمبر اکرم روشش روش یک طبیب معالج بود. ولی میفرماید:
طبیب هم با طبیب فرق میکند. ما طبیب ثابت داریم و طبیب سیار. یک طبیب، محکمهای باز کرده، تابلویش را هم نصب کرده و در مطب خودش نشسته، هرکس آمد به او مراجعه کرد که مرا معالجه کن، به او نسخه میدهد، کسی مراجعه نکرد به او کاری ندارد. ولی یک طبیب، طبیب سیار است، قانع نیست به اینکه مریضها به او مراجعه کنند، او به مریضها مراجعه میکند و سراغ آنها میرود. پیغمبر سراغ مریضهای اخلاقی و معنوی میرفت. در تمام دوران زندگیاش کارش این بود.
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ١٤٠، ص ٤٢٨.