مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٧ - ممیزات خوارج
قاتِلِهِ وَ یقولُ: وَ عَجِلْتُ الَیک رَبِّ لِتَرْضی [١] در تمام فرقهها معتقدتر و کوشاتر از خوارج نبود و نیز آمادهتر برای مرگ از آنها یافت نمیشد. یکی از آنان نیزه خورده بود و نیزه سخت در او کارگر افتاده بود، به سوی قاتلش پیش میرفت و میگفت: خدایا! به سوی تو میشتابم تا خشنود شوی.
معاویه شخصی را به دنبال پسرش- که خارجی بود- فرستاد تا او را برگرداند.
پدر نتوانست فرزند را از تصمیمش منصرف کند. عاقبت گفت: فرزندم! خواهم رفت و کودک خردسالت را خواهم آورد تا او را ببینی و مهر پدری تو بجنبد و دست برداری. گفت: به خدا قسم من به ضربتی سخت مشتاقترم تا به فرزندم [٢] ٢. مردمی عبادت پیشه و متنسّک بودند. شبها را به عبادت میگذراندند. بی میل به دنیا و زخارف آن بودند. وقتی علی، ابن عباس را فرستاد تا اصحاب نهروان را پند دهد، ابن عباس پس از بازگشتن، آنها را چنین وصف کرد:
لَهُمْ جِباهٌ قَرِحَةٌ لِطولِ السُّجودِ وَ ایدٍ کثَفَناتِ الْابِلِ عَلَیهِمْ قُمُصٌ مُرَحَّضَةٌ وَ هُمْ مُشَمِّرونَ [٣] دوازده هزار نفر که از کثرت عبادت پیشانیهایشان پینه بسته است، دستها را از بس روی زمینهای خشک و سوزان زمین گذاشتهاند و در مقابل حق به خاک افتادهاند همچون پاهای شتر سفت شده است، پیراهنهای کهنه و مندرسی به تن کردهاند اما مردمی مصمّم و قاطع.
خوارج به احکام اسلامی و ظواهر اسلام سخت پایبند بودند. دست به آنچه خود آن را گناه میدانستند نمیزدند. آنها از خود معیارها داشتند و با آن معیارها خلافی را مرتکب نمیگشتند و از کسی که دست به گناهی میزد بیزار بودند.
زیاد بن ابیه یکی از آنان را کشت، سپس غلامش را خواست و از حالات او
[١] فجرالاسلام، ص ٢٦٣، به نقل از العِقد الفرید.[٢] فجرالاسلام، ص ٢٤٣.[٣] العقد الفرید، ج ٢/ ص ٣٨٩.