مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧ - سوابق
«وَ لاتُکرِهوا فَتَیاتِکمْ عَلَی الْبِغاءِ انْ ارَدْنَ تَحَصُّناً.» [١].
آن بیچارههای بدبخت (کنیزها) میخواستند عفاف خودشان را حفظ کنند، ولی اینها به اجبار این بیچارهها را وادار به زنا میکردند و در مقابل پولی میگرفتند. خانههای مکه در دو قسمت بود، در بالا و پایین شهر. بالاها را اعیان و اشراف مینشستند و پایینها را غیر اعیان و اشراف. در خانههای اعیان و اشراف همیشه صدای تار و تنبور و بزن و بکوب و بنوش بلند بود. پیغمبر اکرم در تمام عمرش هرگز در هیچ مجلسی از این مجالس دایر مکه شرکت نکرد.
در دوران قبل از رسالت، به صداقت و امانت و عقل و فطانت معروف و مشهور بود. او را به نام «محمّد امین» میخواندند. به صداقت و امانتش اعتماد فراوان داشتند. در بسیاری از کارها به عقل او اتکا میکردند. عقل و صداقت و امانت از صفاتی بود که پیغمبر اکرم سخت به آنها مشهور بود، به طوری که در زمان رسالت وقتی که فرمود: آیا شما تا کنون از من سخن خلافی شنیدهاید، همه گفتند: ابدا، ما تو را به صدق و امانت میشناسیم.
یکی از جریانهایی که نشان دهنده عقل و فطانت ایشان است این است که وقتی خانه خدا را خراب کردند (دیوارهای آن را برداشتند) تا دومرتبه بسازند، حجرالاسود را نیز برداشتند. هنگامی که میخواستند دوباره آن را نصب کنند، این قبیله میگفت من باید نصب کنم، آن قبیله میگفت من باید نصب کنم، و عن قریب بود که زدوخورد شدیدی روی دهد. پیغمبر اکرم آمد قضیه را به شکل خیلی سادهای حل کرد. قضیه، معروف است، دیگر نمیخواهم وقت شما را بگیرم.
مسأله دیگری که باز در دوران قبل از رسالت ایشان هست، مسأله احساس تأییدات الهی است. پیغمبر اکرم بعدها در دوره رسالت، از کودکی خودش فرمود. از جمله فرمود: من در کارهای اینها شرکت نمیکردم ... گاهی هم احساس میکردم که گویی یک نیروی غیبی مرا تأیید میکند. میگوید: من هفت سالم بیشتر نبود. عبد اللَّه بن جدعان که یکی از اشراف مکه بود، عمارتی میساخت. بچههای مکه به عنوان کار ذوقی و کمک دادن به او میرفتند از نقطهای به نقطه دیگر سنگ حمل میکردند.
[١] نور/ ٣٣.