مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٥ - نص و وصیت
خاص من حائل و مانع شوید و مرا از آن منصرف سازید. آیا آن که حق خویش را میخواهد حریصتر است یا آن که به حق دیگران چشم دوخته است؟ همینکه او را با نیروی استدلال کوبیدم به خود آمد و نمیدانست در جواب من چه بگوید.
معلوم نیست اعتراض کننده چه کسی بوده و این اعتراض در چه وقت بوده است.
ابن ابی الحدید میگوید: اعتراض کننده سعد وقاص بوده آنهم در روز شورا. سپس میگوید: ولی امامیه معتقدند که اعتراض کننده ابو عبیده جراح بوده در روز سقیفه.
در دنباله همان جملهها چنین آمده است:
الّلهُمَّ انّی اسْتَعْدیک عَلی قُرَیشٍ وَ مَنْ اعانَهُمْ فَانَّهُمْ قَطَعوا رَحِمی وَ صَغَّروا عَظیمَ مَنْزِلَتی وَ اجْمَعوا عَلی مُنازَعَتی امْراً هُوَ لی.
خدایا از ظلم قریش و همدستان آنها به تو شکایت میکنم. اینها با من قطع رحم کردند و مقام و منزلت بزرگ مرا تحقیر نمودند؛ اتفاق کردند که در مورد امری که حق خاص من بود، بر ضد من قیام کنند.
ابن ابی الحدید در ذیل جملههای بالا میگوید:
«کلماتی مانند جملههای بالا از علی مبنی بر شکایت از دیگران و اینکه حق مسلم او به ظلم گرفته شده، به حد تواتر نقل شده و مؤید نظر امامیه است که میگویند علی با نص مسلم تعیین شده و هیچ کس حق نداشت به هیچ عنوان بر مسند خلافت قرار گیرد. ولی نظر به اینکه حمل این کلمات بر آنچه که از ظاهر آنها استفاده میشود مستلزم تفسیق یا تکفیر دیگران است، لازم است ظاهر آنها را تأویل کنیم. این کلمات مانند آیات متشابه قرآن است که نمیتوان ظاهر آنها را گرفت.».
ابن ابی الحدید خود طرفدار افضلیت و اصلحیت علی علیه السلام است. جملههای