مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٨ - اتحاد اسلامی
حق ما را غصب کردند و ما در ردیف توده بازاری قرار گرفتیم، چشمهایی از ما گریست و ناراحتیها به وجود آمد «وَ ایمَ اللَّهِ لَوْ لا مَخافَةُ الْفُرْقَهِ بَینَ الْمُسْلِمینَ وَ انْ یعودَ الْکفْرُ وَ یبورَ الدّینُ لَکنّا عَلی غَیرِ ما کنّا لَهُمْ عَلَیهِ» به خدا سوگند اگر بیم وقوع تفرقه میان مسلمین و بازگشت کفر و تباهی دین نبود، رفتار ما با آنانطور دیگر بود.
آنگاه سخن را در باره طلحه و زبیر ادامه داد و فرمود: این دو نفر با من بیعت کردند ولی بعد بیعت خویش را نقض کردند، عایشه را برداشته با خود به بصره بردند تا جماعت شما مسلمین را متفرق سازند.».
ایضاً از کلبی نقل میکند:
«علی قبل از آنکه به سوی بصره برود، در یک خطبه فرمود: قریش پس از رسول خدا حق ما را از ما گرفت و به خود اختصاص داد.«فَرَأیتُ أنَّ الصَّبْرَ عَلی ذلِک افْضَلُ مِنْ تَفْریقِ کلِمَةِ الْمُسْلِمینَ وَ سَفْک دِمائِهِمْ وَ النّاسُ حَدیثو عَهْدٍ بِالْاسْلامِ وَالدّینُ یمْخَضُ مَخْضَ الْوَطْبِ یفْسِدُهُ ادْنی وَهْنٍ وَ یعْکسُهُ اقَلُّ خَلْقٍ» دیدم صبر از تفرق کلمه مسلمین و ریختن خونشان بهتر است؛ مردم تازه مسلماناند و دین مانند مشکی که تکان داده میشود کوچکترین سستی آن را تباه میکند و کوچکترین فردی آن را وارونه مینماید. آنگاه فرمود: چه میشود طلحه و زبیر را؟ خوب بود سالی و لااقل چند ماهی صبر میکردند و حکومت مرا میدیدند، آنگاه تصمیم میگرفتند. اما آنان طاقت نیاوردند و علیه من شوریدند و در امری که خداوند حقی برای آنها قرار نداده با من به کشمکش پرداختند.».
ابن ابی الحدید در شرح خطبه شقشقیه نقل میکند:
«در داستان شورا چون عباس میدانست که نتیجه چیست، از علی خواست که در جلسه شرکت نکند اما علی با اینکه نظر عباس را از لحاظ نتیجه تأیید میکرد، پیشنهاد را نپذیرفت و عذرش این بود:«انّی اکرَهُ